کوه - سرما - حادثه٬حادثه٬حادثه و...

از اقدامات جست‌وجو و علت مرگ استاد دانشگاه در ارتفاعات توچال!

ماجراي اين مرگ تلخ از جمعه 20 بهمن ماه تا 23 بهمن ماه در ارتفاعات توچال كليد خورد و استاد دانشگاه باوجود ارسال پيامك و درخواست كمك پس از 3 روز به كام مرگ فرو رفت. پس از چاپ گزارش «پيامك‌هاي اضطراري استاد دانشگاه تا لحظه مرگ در برف توچال» كه ماجراي سرنوشت شوم استاد دانشگاهي را پس از گرفتاري 3 شبانه‌روزي در برف و سرما نشان مي‌داد، برادرش «جليل ابراهيمي» نسبت به امدادرساني اعتراض كرد.

چه اعتراضي داريد؟!
در گزارش انتشار يافته بخشي از مطالب جا به جا نقل شده بود و امدادرساني را برجسته كرده بوديد. در صورتي‌كه واقعيت نداشت و نيروهاي امدادي اگر تلاش بيشتري مي‌كردند برادرم حتماً زنده مي‌ماند.

به هر حال كوه بي‌رحم است و اين اتفاق گاهي مي‌افتد؟ 
هر ساله حدود 50 تن از جوانان و ورزشكاران كوه‌نورد تنها در ارتفاعات توچال كشته مي‌شوند!! ... و مسئولان تنها سعي در كاهش آمار تلفات آن دارند بدون آنكه چاره‌اي مسئولانه و كارآمد براي رفع خطرات و حوادث ورزش كوهنوردي بينديشند و خدمتي ارزشمند به هم‌ميهنان ارائه دهند.

چه كمبودهايي؟ 
من واقعاً از اينكه جوانان اينگونه پرپر مي‌شوند متأسفم. آيا جان چنين جوانان پر انرژي و اغلب محقق، ارزش استفاده از تكنولوژي‌هاي از رده جهاني خارج شده حفاظتي و ايمني مانند رديابي دقيق موقعيت جغرافيايي تلفن همراه براي جلوگيري از چنين حوادثي را ندارد. به نظر شما هزينه استفاده از اين ابزار براي كشور در ورزش‌هاي خطرناك بيش از هزينه‌هاي صرف شده براي تربيت چنين جواناني است؟ استفاده از ردياب‌هاي جغرافيايي تلفن همراه، نبود هلي‌كوپتر امداد و نجات فعال كمبودهايي دارد كه نبودشان برادرم را به كشتن داد. البته در روز دوم گم شدن برادرم دكتر رسول ابراهيمي باران، با استفاده از پيگيري‌هاي مداوم تنها هلي‌كوپتر امداد موجود در تهران از جا برخاست و بنابه گفته شاهدان به علت باد و كولاك در ساعات پاياني آن روز در محل خود فرود آمده است. حال آنكه سرماي اين ارتفاعات در آن هنگام به سرعت از º 20 – تا º 40- رسيده است. اين سرماي طولاني براي كوه‌نورد خسته و بي‌خواب كه شب و روز قبل را با سرما و برف و كولاك جنگيده است و خود را بدون سرپناه نگه داشته، قابل تحمل نبوده و وي را تسليم خود كرده است.

با توجه به گفته‌هاي مسئول امداد، استاد ابراهيمي روز سوم نيز زنده بوده است؟ 
ناراحتي ما نيز به همين دليل است. امدادگراني كه به طور متوالي با كوه‌نورد در حال تماس بوده‌اند با توجه به امكانات تكنولوژيكي چطور نتوانستند محل و موقعيت وي را تشخيص داده و برادرم را نجات دهند؟! هلي‌كوپتر امداد در روز سوم، پس از پيگيري مجدد ما ساعت 10 صبح براي يافتن برادرم از پايگاه خارج شده و در منطقه، پروازي سريع و بدون دقت انجام داده است و در محل فرود خود به منطقه بام تهران از رساندن گروه‌هاي امداد داوطلب به قله توچال با توجه به خرابي تله‌كابين، اجتناب كرده و مسئول مربوطه، امدادگران و جستجوگران محلی را از هلی‌کوپتر به بهانه سوخـت‌گیری خارج می‌کند. در حالی که همه می‌دانند که هر هلی‌کوپتر در هنگام پرواز حداقل به مدت 3 ساعت سوخت لازم را به همراه دارد.

از شرایط برادرتان در آن روز پربرف اطلاعی داشتید؟ 
دمای هوا در آن کوهستان در روز آفتابی 20 درجه زیر صفر بوده و در شب صاف  بهº 40- درجه رسیده است. 
روز چهارم پیکر برادرم توسط دوستان کوه‌نوردش نزدیکی محلی پیدا شد که مشخصات تقریبی آن در روز دوم به امدادگران اعلام شده بود.همان محلی که در تماس تلفنی روز دوم ساعت 27/8 اعلام کرده بود در منطقه شکرآب هستم و خانه‌های روستایی را در دره به فاصله 500 متری خود می‌بینم. اما با این حال جست‌وجوی محل‌هایی که احتمال حضور وی وجود داشت یعنی آهار، شکر‌آب و ایگل در مرحله بعد صورت گرفته است اما هر بار امدادگران از ارتفاعات توچال برای پیدا کردن وی شروع به جست‌وجو می‌کردند. اما با این حال از امدادگران داوطلب که تلاش زیادی برای پیدا کردن برادرم کردند تشکر می‌کنم.

گفته‌های گروه‌های امدادی:

گروه‌های امدادی که همه تلاش خود را برای پیدا کردن استاد کرده بودند متأسفانه با جسد وی روبه‌رو شدند. آنان نیز از کمبود امکاناتی که در اختیارشان بود گله داشتند. یکی از آنها که نمی‌خواست نامش فاش شود به خبرنگار شوک گفت:
نیروهای داوطلب تلاش زیادی برای نجات دکتر باران انجام دادند اما ما در حد امکانات خودمان برای نجات وی تلاش کردیم و متأسفانه با وجود همه تلاش‌ها باز هم موفق به نجات این استاد نشدیم.
وی در ادامه گفت: در انبارهای جمعیت هلال‌احمر وسایل و تجهیزات مناسبی برای عملیات نجات وجود دارد اما متأسفانه این تجهیزات در اختیار ما قرار نمی‌گیرد و بیشتر متعلق به نیروهای رسمی است. این در حالی است که بی‌راه نیست اگر بگوییم نیروهای داوطلب در حد نیروهای امدادی و حتی گاهی در بعضی موارد بیشتر از آنها تلاش می‌کنند.

این نیروی داوطلب که در عملیات نجات دکتر باران حضور داشت در مورد این ماجرا گفت: از زمان مطلع شدن از حادثه در قالب چند گروه به سمت کوه حرکت کردیم. در روز نخست خود دکتر مسیر را اشتباه گفت در حالیکه آن روز هم ما و هم خودش انرژی بیشتری داشتیم. این جوان 23 ساله در ادامه گفت: روز دوم وقتی دکتر باران محل خود را اعلام کرد باز به گمان اینکه وی نتوانسته است مسیر خود را درست تشخیص دهد نیروها، خودشان به تشخیص خود به پیدا کردن وی پرداختند اما مشکل اینجا بود که راه‌های زمینی جوابگو نبود و یک فروند هلی‌کوپتری که حضور داشت از سوار کردن نیروهای امدادی سر باز زد و به بهانه نداشتن سوخت از جا بلند نشد و حتی برخورد بدی با ما داشت.

وی در ادامه گفت: بعضی از نیروها حتی لباس مناسب کوه هم بر تن نداشتند و در حالیکه پاهایشان دچار یخ‌زدگی شده بود باز هم به جست‌وجو می‌پرداختند و بسیار تلاش می‌کردند تا گمشده را زنده پیدا کنند اما متأسفانه به نتیجه‌ای که می‌خواستند، نرسیدند.

وی پیدا کردن مقصر را در این حادثه بی‌فایده خواند و گفت: کوه بی‌رحم است! و دکتر باران هم نخستین قربانی کوه نبوده است و آخرین آن نیز نیست و در واقع این یک حادثه بوده است اما از قسمت دوم این ماجرا یعنی تلاش گروه‌های امدادی نیز نمی‌توان غافل شد. آنها همه تلاش خود را کردند و با وجودی که امکانات کمی در اختیار نیروها قرار داده بودند اما تلاش شبانه‌روی آنها بی‌نتیجه ماند و ما تنها توانستیم جسد دکتر را پیدا کنیم.

منبع:
روزنامه‌ی ایران

وبلاگ پزشکی کوهستان

همفکری  کرده  در بحث مشارکت نمایید

شما چه فکر می کنید؟