شکل غارها

شکل غارها به وسيله شکاف ها و ترکيب مجزه اي اطراف آن و به وسيله علم آب شناسي (جريان، تهاجم شيميايي و مواد در حالت تعليق) و اشکال سطحي و وضعيت سير تکاملي کليه توده هاي صخره اي، تشخيص داده مي شود. در ميان تعداد بي شماري از اشکال که به وسيله انفجارات زير زميني هويدا مي شوند، به نوع اصلي قابل تشخيص است که شامل راهرو، چاه و تالار مي باشد.

الف – راهرو: عبارتند از يک مجراي افقي با شکل تقريبا متقاطع در امتداد طول آن تشکيل شده است.
بخش راهرو توسط رسوبات پر شده است و شامل انواع راهروهاي لوله اي – راهروهاي بالارو، دره هاي عميق (کانيون) و راهروهاي شکل گرفته از مجراهاي متعدد مي باشد.

ب- چاه: مجرايي است که به صورت عمودي گسترش پيدا مي کند. راس آن ممکن است به خارج سطح راه باز کند و نه به يک راهرو يا تالار. اما چاه هميشه داراي مجراهاي خروجي رخنه پذير نيست.
چاه معمولا استوانه اي يا به شکل مخروط بلندي است که تشکيلات آن بر اثر تراوش به داخل يک گروه درزه ايجاد مي شود.

ج – تالار: تالار به معني بخش عظيم يک راهرو است.از نظر ژئومورفولوژيست ها، تالار راهروي است با يک تقاطع که به وضوح بزرگتر از بخشهاي راهرو يا چاه هايي است که تالار به آنها هدايت مي شود و در نقطه اي که چندين تقاطع مجرا جمع مي شوند، قرار دارد.تالار غار رودافشان در فيروزکوه به ابعاد 50×180 متر مي باشد که داراي حفره روبه گسترش، ساختار ويژه و پديده فرونشستي است که سير تکاملي را طي مي کند. نواحي گردآوري، با دامنه تپه ها و فلات بخش فوقاني منطقه کارست مربوط است. کليه ترکهاي کوچک و بزرگ در حوضچه ها، چاهکها و دهانه غارها، آب جاري در سطح را جذب مي کنند. اين ناحيه گردآوري ممکن است به سرعت برخلاف ويژگي کارست از عرض گسترده شود، و يک يا چند رودخانه در ميان يک منطقه غير قابل نفوذ جريان يابد، اما اگر منطقه سنگ آهکي غني باشد، هيچ کارستي زيرزميني ناپديد نخواهد شد. در مورد نقش اين سرچشمه هاي خارجي نبايد مبالغه شود، بزرگترين بخش آب در نظام رودخانه کارست حاوي باراني است که بر خود سنگ آهک مي بارد.درون توده سنگ آهک، آب موضعي، انباشته ها را حفظ مي کند و ممکن است روي لايه نفوذناپذير پيشرفت کند. اين ذخاير کوچک توسط کانالهاي کوچکي که با کانالهاي گردآوري بزرگتر، يک جريان بزرگتر را بهم مي پيوندند، زهکشي مي شوند.تجسسات غارشناسي نشان داده است که مجراهاي گردآوري به طور اتفاقي به شکل منابع آب زيرزميني با يکديگر تلاقي مي کنند. اين بازگشت به سطح، گاهي درون راهروي است که مي تواند پيمايش (نقطه يابي) بشود انجام مي گيرد، اما اغلب به شکل يک محل ظهور مجدد چشمه يعني مجرايي که تقريبا عمودي بالا مي آيد و جريان جويباري رامترها يا حتي ده ها متر زير سطح رودخانه اي که به آن مي پيوندد، به سطح مي آورد. سير تکامل نظام زهکشي پيچيده و دشوار است. نظام کارست به عنوان شبکه هاي از درزه هاي شناور در آب منشاء پيدا مي کند. اين شبکه به شکل نوعي از سطح ايستابي (سفره آب) سلولي (حجره دار) با زهکشي کند و نقاط بي شماري از خيزآبها و تغييرات کند در جريان آب در مي آيد.به تدريج مسير زهکشي در کناره سنگ آهکي و همزمان، مجراهاي زهکشي اصلي از نظر اندازه افزايش مي يابد و نقاط خيزآبها از نظر تعداد، کاهش پيدا مي کند. شبکه درزه ها از ادامه، باز مي ايستد و به عنوان کانالهاي زهکشي و نواحي گردآوري سازمان مي يابد.

آب و هواي غارها:

در بالاي سطح ايستابي (سفره آب) در راهروهاي بخش فوقاني نظام کارست، حرکات هوا پيرو قوانين معمول است. هواي ذخيره شده در حفره هايي که توده صخره را مي پيمايند در دنيا ممکن است ارزش قابل توجهي پيدا کند. اين هوا با خارج در بين چند دهانه در بخش فوقاني و تحتاني توده هوا ارتباط دارد. درجه حرارت اين توده هوا تقريبا ثابت است، البته جو خارج هنگام ورود اين توده هواي زياد شده، حاوي مقدار معيني بخار آب است و هنگامي که خنک مي شود، فشار بخار کاهش مي يابد. در تابستان، درجه حرارت هواي گرم وارد شده به غار پايين مي آيد و مقدار بخار آب به نقطه اشباع نزديک شده و يا حتي به آن مي رسد. در زمستان، هواي نمناک سرد، به هنگام ورود به غار گرم مي شود، و نتيجه اي معکوس يعني کم شدن رطوبت را موجب مي شود. اين مرحله دوباره گرم شدن کند است و به خاطر تبخير موثر در جلو سطوح بزرگ يعني حتي در ديواره ها، حوضچه ها و بسترهاي گلي اشباع شده نمناک و عرق کرده غار جاي مي گيرد. به هر حال به طور کلي رطوبت هوا افزايش يافته است. در اين حالت، نظام غار به عنوان يک تنظيم کننده با گرايش به حفظ درجه اي از رطوبت نسبي، عمل مي کند.هنگام بحث پيرامون آب و هواي غار، بايد غارهاي يخي نيز مورد توجه قرار گيرد.