آبشار ارتکند

 

 برنامه بازديد از يكي از آبشارهاي زيباي خراسان به نام ارتكند در منطقه كلات در شمال خراسان .  از ميدان مركزي مشهد ( شهدا ) به طرف يكي از زيارتگاههاي حاشيه مشهد به نام خواجه ربيع حركت مي كنيم . نرسيده به زيارتگاه مذكور در سمت چپ بلواري وجود دارد كه ابتداي جاده كلات محسوب مي شود . حدود كيلومتر 15 يك راه فرعي در سمت چپ وجود دارد كه با تابلوي بزرگ « سد كارده » مشخص شده است و پس از 20 كيلومتر به منطقه سدكارده و اندروخ مي رسيم كه يكي از تفريحگاههاي زيباي اطراف مشهد است و همچنين جاي خوبي براي سنگنوردي . جاده باريك كم كم سر بالايي مي شود تا اينكه بعد از حدود 40 كيلومتر و گذشتن از يك تونل به بالاي گردنه اي مي رسيم با تابلوي قرمز (( آهسته پيچ خطرناك 300 متر )) بعد از اين تابلو جاده اي سراشيب با پيچ هاي تند و خطرناك وجود دارد كه يك طرف آن نيز دره اي عميق است و تا حالا خروج از جاده زيادي در اين محل روي داده است !! در انتهاي پيچ ها كه مي رسيم  در سمت راست ما رودخانه اي زيبا تازه شروع به حركت كرده است . راه را به سمت كلات كه به تازگي از بخش مشهد به شهرستان تبديل شده است ادامه مي دهيم . حدود كيلومتر 60 راهي خاكي و فرعي در سمت راست جاده به روستا و آبشار آبگرم منتهي مي شود كه از آبشارهاي بلند و زيباي منطقه كلات است و آب آن نيز معدني و گرم است ! در 110 كيلومتري مشهد و 40 كيلومتري كلات در انتهاي سربالايي جاده به جاده اي خاكي و فرعي در سمت چپ ميرسيم كه با چند تابلو مشخص شده است((آرامگاه امامزاده سيد مير اسماعيل رضوي)) ((بانك كشاورزي كلات)) و ((پرورش ماهي ارتكند )) . پس از طي كردن حدود 15 كيلومتر جاده خاكي كه اوايل آن صاف و قابل تحمل است به روستاهاي سررود و ارتكند ميرسيم . برخي از قسمت هاي جاده روستا را سيل اخير از بين برده است و رودخانه هنوز خروشان و پرگل است ! بعد از روستا جاده اي فرعي و خاكي در سمت چپ وجود دارد كه بعد از دوساعت راه پيمايي به آبشارها مي رسد . در ابتداي اين جاده چند مجموعه پرورش ماهي و شاليزارهاي برنج معروف و خوش عطر كلات خودنمايي مي كند ! بله خراسان هم شاليزار دارد و يكي از بهترين برنج هاي ايران و خاورميانه را توليد مي كند !همچنان كه در امتداد رودخانه و به سمت بالاي آن حركت مي كنيم آب شفاف تر و دره باريك تر مي شود و كم كم علف هاي بلند و درختان انبوه حالتي نيمه جنگلي را بوجود مي آورند . صداي بلبلان درختي و بلبلان آبي يا همان قورباغه ها در همه جا شنيده مي شود . آبشار اول مانند غاري 10 متري است كه در انتهاي غار سقف بلند آن سوراخ شده و آب از بالا فرو مي ريزد و يكي از نادرترين آبشار هاي ايران را شكل مي دهد . در كنار اين آبشار صخره اي لزج و خيس وجود دارد كه براي رسيدن به آبشار بعدي بايد با فنون اوليه سنگنوردي و با استفاده از ريشه قطور درخت كنار آن بالا برويم . آبشار دوم كه بلند تر است حدود 35 متر در انتهاي دره اي باريك وجود دارد كه از زمين و آسمان بر رويمان آب ميريزد و براي رسيدن به آبشار و ديدن آن چاره اي جز خيس شدن نيست ! در كنار اين آبشار از طريق مسير رول كوبي شده و يا تنوره كنار آن مي توان به بالاي آبشار و بكر ترين منطقه آن رسيد كه تنها سنگنوردان به آنجا رسيده اند و از كنار آبشار فرودي زيبا داشت به دليل تاريكي و ريزش آب از بالا تقريبا گرفتن عكس از آبشار غير ممكن است .