گزارش صعود/ سیالان/قزوین - مازندران
صعود به قله ی سیالان
-
مبدأ: قزوین، الموت، روستای هنیز
-
مقصد: تنکابن(شهسوار)، دره ی۲۰۰۰، روستای عسل محله
- منطقه الموت
دره ی الموت در استان قزوین یکی از زیباترین، تاریخی ترین و رمز آلودترین دره های منطقه ی البرز میباشد که دارای دشت های سرسبز و زیباست. این منطقه در مقایسه با منطقه ی مجاور خود، طالقان، دارای دشتهای وسیع تری است و طالقان عموما کوهستانی تر است.
مسیردره الموت از طریق میدان مینودر(غریب کش) قزوین قابل دسترسی است.
- قله سیالان
قله سیالان با ارتفاع ۴۱۸۵ متر در رشته کوههای البرز غربی و در مرز بین دره ی الموت و دره ی ۲۰۰۰ واقع شده است.
شمال این قله دشت دریاسر، جنگلهای ۲۰۰۰ و تنکابن(شهسوار) قرار گرفته و در جنوب آن منطقه ی الموت قرار دارد. از غرب به گردنه ی سیالان، قله های خشچال و کندیگان و از شرق به طالقان مشرف است. صعود به قله معمولا از دو مسیر انجام میشود.
نخست مسیر شمالی آن که از جاده ی ۲۰۰۰ در شهسوار و روستای عسل محله آغاز میشود و مسیر دوم آن از سمت منطقه ی الموت قزوین و روستای هنیز قابل دسترسی است.
گزارش صعود
چهارشنبه ۲/۴/۱۳۸۹
در شامگاه دوم تیرماه ۱۳۸۹ ساعت ۲۲:۲۵حرکت از اصفهان به سمت قزوین را آغاز میکنیم. تیمی متشکل از ۴ نفر خود را برای اجرای برنامه ای زیبا اما نه چندان آسان و بی خطر آماده کرده ایم.
پنجشنبه ۳/۴/۱۳۸۹
در ساعت ۵:۳۲ صبح به ترمینال قزوین میرسیم. بلافاصله با گرفتن تاکسی راهی میدان غریب کش(مینودر) میشویم. از اینجا تابلو سمت الموت را نشان میدهد. بر روی تابلوی دیگری اینگونه نوشته شده است:
معلم کلایه : ۸۰کیلومتر دریاچه اوان : ۸۲ کیلومتر قلعه حسن صباح : ۱۰۶ کیلومتر
در ساعت ۶:۱۰ از ابتدای جاده ی الموت به را می افتیم. هوا بسیار خنک و مطبوع است. جاده ای بسیار پر پیچ و خم و کوهستانی و نیز کیفیت بد آسفالت طی مسیر را برای رانندگان مشکل کرده است. اما زیبایی مناظر اطراف هیچ گونه خستگی ای بر سرنشینان تحمیل نمیکند.
اختلاف فشار های ناگهانی هوا به علت سربالا و سر پایینی بودن شدید جاده باعث شده عده ای به خاطر سردرد در کنار جاده توقف داشته باشند. جویدن آدامس و خمیازه های مداوم میتواند راه موثری برای جلوگیری از این مشکل باشد.
در ساعت ۷ به رجایی دشت میرسیم. دشت های برنج کاری شده و رودخانه شاهرود که از وسط این روستا میگذرد بر یکنواختی مسیر غلبه پیدا کرده است.
در ساعت ۷:۳۰ به دو راهی علی آباد-معلم کلایه میرسیم. مسیر مورد نظر ما معلم کلایه است. گفتنی است برای رفتن به دریاچه ی اوان یا صعود به خشچال باید مسیر علی آباد را انتخاب کرد.
در ساعت ۷:۴۰ به روستای معلم کلایه میرسیم. در این روستا که تا حدودی میتوان آن را شهر کوچکی هم به حساب آورد امکاناتی نظیر پمپ بنزین و بانک هم وجود دارد.
مسیر را بدون توقف ادامه داده تا به روستای شهرک میرسیم. برای خرید نان توقف میکنیم. ظاهراً به خاطر نزدیک بودن به عید میلاد حضرت علی (ع) و عقد وعروسی هایی که در روستا برپاست، نان به تحفه ای گرانبها تبدیل شده است. بیشتر از ۵ عدد نان گیرمان نمی آید و ما برای حداقل ۳ روز نان نیاز داریم. ناچاراً به راه می افتیم و در ادامه ی مسیر مادر زن راننده مان تعدادی نان خانگی برایمان مهیا میکند. نان بسیار خوبیست.
در ساعت ۸:۲۵ به دوراهی گرمارود-گازرخان میرسیم.
اینجا به دو راهی لامان معروف است. سمت چپ به روستای گازرخان و قلعه تاریخی حسن صباح میرود و مسیر مستقیم به سمت گرمارود و نهایتا به روستای هنیز میرسد. متاسفانه به دلیل کمبود وقت موفق به دیدار از دژ الموت یا همان قلعه ی حسن صباح، این اثر باشکوه نمیشویم و به راه خود ادامه میدهیم.
در ساعت ۸:۲۸ به یک دو راهی دیگر میرسیم که سمت راست به روستاهای گرمارود و پیچ بن و سمت چپ به روستاهای هرانک، آتان، کلایه و هنیز میرود.
گفتنی است در روستای گرمارود جاده ای وجود دارد از آنجا میتوان به انتهای جاده ۳۰۰۰ در شهسوار سر در آورد. البته جاده آسفالت نیست و گه گاهی ریزش هایی دارد. اما فوق العاده بکر و مناظر زیبایی در آن وجود دارد. به گفته یک محلی، او این جاده را توسط پیکان در ۳ساعت طی کرده است.
در ساعت ۹صبح و بعد از ۳ ساعت حرکت در جاده ی الموت به روستای هنیز میرسیم.
بساط صبحانه را بر روی سقف یکی از خانه های روستا بر پا میکنیم و آماده ی صعود به پناهگاه میشویم. یکی از محلی ها به ما پیشنهاد میکند تا کوله ها و بار های خود رو بر روی قاطر تا پناهگاه حمل کنیم که با توجه به طول مسیر، سنگینی بیش از حد کوله هایمان و شیب پاکوب پیشنهاد بسیار منطقی و مثبتی است و مورد توافق اعضای گروه قرار میگیرد.
پس از بستن بارها بر روی قاطر در ساعت ۱۱:۰۷ با یاد و نام خدا حرکت را آغاز میکنیم. بر آورد ما تا پناهگاه ۵ ساعت است. با عبور از باغ های گیلاس و گردو به سمت پایین روستا حرکت میکنیم. پس از رسیدن به کف دره ی روستا و گذر از رودخانه، از سمت دیگر بر روی یال کوه مقابل به حرکت ادامه میدهیم. مسیر سر بالایی است و شیب های تندی در انتظار ماست.
درختان کاج، سرو کوهی، گل محمدی و گلها و گیاهان زیبای دیگری پوشش گیاهی منطقه را تشکیل میدهند.
به سرعت در حال ارتفاع گرفتن هستیم. برداشت ما از مسیر اینگونه است که دو رشته کوه که هر دو در پایین دست روستا به همدیگر نزدیک میشوند در امتداد شمال خود به سیالان ختم میشوند. مسیر حرکت ما از یالهای رشته کوه سمت چپ یا بعبارتی غربی میباشد. رشته کوه شرقی به طور کامل به سمت قله سیالان میرود که البته طول آن بسیار کوتاهتر از مسیر انتخابی ماست ولی در ابتدا بایستی با یک شیب تند به بالای خط الرأس صعود کرد و از آن به بعد میتوان در امتداد خط الرأس به سمت شمال با مسیری نسبتا راحت به قله رسید. البته به دلیل عدم تجربه ی مسیر و شناخت کافی هرگز چنین انتخابی نکرده و به مسیر طولانی تر خود در پاکوب ادامه میدهیم.
شیبهای تند همچنان ادامه دارند و از زمین مسطح خبری نیست. در ساعت۱۲:۴۰به اولین چشمه ی آب گوارا میرسیم. ظرف های آب را پر کرده و به مسیر ادامه میدهیم. ۴۵دقیقه بعد به چشمه ی آب دیگری میرسیم. در ساعت ۱۴به اولین یخچال میرسیم که از زیر آن چشمه خروشانی جاری است. با چرخشی ۹۰ درجه از روی آن به سمت راست از پاکوب بالا میرویم. منطقه پر از گیاهان دارویی نظیر گل گاو زبان و ریواس است. کمی ریواس میخوریم و ادامه میدهیم.
درساعت ۱۵:۱۵ بعد از ۴ ساعت و ربع بالاخره به جانپناه قرمز رنگ سیالان میرسیم. ارتفاع ۳۲۴۴ متر از سطح دریاست. کمی استراحت کرده و اقدام به بر پایی چادرها در کنار جانپناه میکنیم.
گروههای دیگری که از تهران و قزوین در راه بودند آهسته آهسته بعد از ما میرسند. نهار میخوریم، استراحتی میکنیم و نهایتا شب در هوای بسیار سرد و همراه با وزش باد سیالان به خواب میرویم.
جمعه ۴/۴/۱۳۸۹
در ساعت ۶ صبح از خواب بیدار میشویم. از اینجا قله کاملا پیداست و هوا هم بسیار سرد است. تا برآمدن آفتاب از فرازِ البرزِ همیشه سر فراز صبحانه میخوریم، چادرها را جمع و کوله ها را میبندیم. اکنون هوا کمی هم گرمتر شده است. در ساعت ۸ صعود به قله را آغاز میکنیم. گروهی از دوستان قزوین که شب را با آنها شب مانی کرده بودیم با ما همراه هستند. البته گاه گاهی از همدیگر جدا میشویم و دوباره به هم میرسیم.
با ارتفاع گرفتن، متوجه منظره ی زیبای شاه البرز میشویم که در غرب خود نمایی میکند.
در ساعت ۸:۵۰ به اولین چشمه آب بعد از پناهگاه میرسیم. در ساعت ۹:۲۰ در ارتفاع ۳۷۰۰ متری قرار داریم. یخچال بزرگی را تراورس کرده و در ساعت ۵۰:۹ بر روی گردنه سیالان که معروف به زین اسبی است قرار داریم. در اینجا موبایل ها آنتن میدهند. در سمت چپ(غرب) قله ی کندیگان و در سمت راست(شرق) سیالان قرار دارد. وزش باد بر روی گردنه فوق العاده شدید است و تا الان چنین بادی را تجربه نکرده ایم.
ارتفاع گردنه ۳۸۴۸ متر است. میتوان گفت این گردنه مرز بین استان قزوین و مازندران است. فرود از سمت شمالی گردنه به دره ۲۰۰۰ و نهایتا به شهسوار ختم و سمت جنوبی آن به الموت و روستای هنیز میرسد.
از اینجا برای رفتن به قله نیازی به بردن کوله ها نیست. به همین جهت در کنار تخته سنگی بر روی گردنه استراحت کوتاهی کرده، کوله ها را جا سازی و در ساعت ۱۲:۱۰به سمت قله حرکت میکنیم. پاکوپ تا قله کاملا پیداست و قله را دور میزند.
در ساعت ۱۱:۱۵ بر روی قله ی زیبای سیالان قرار میگیریم. جی پی اس ما ارتفاع ۴۱۸۶ متر را نشان میدهد. شور و شعف و شادمانی اعضای گروه زاید الوصف است. وگویی تمامی خستگی را فراموش کرده ایم. حدود یک ساعت بر روی قله به گرفتن عکس و خوردن تنقلات و آب پرتقال مشغول هستیم.
از اینجا قلل زیبای تخت سلیمان و علم کوه در شرق کاملا پیداست. مناظر قله ی خشچال در سمت غرب، شاه البرز در جنوب شرقی و دره های های مملو از ابر شمال و دره ۲۰۰۰ بر جذابیت قله دوچندان افزوده است.
در ساعت ۱۲:۲۰فرود از قله و بازگشت به گردنه را آغاز میکنیم. و بعد از ۲۵ دقیقه بر روی گردنه هستیم.
در ساعت ۱۳ به سمت گوسفند سرای وِنی از گردنه پایین می آییم.
از یخچالهای متعددی که عبور از آنها چندان کار سختی نیست و البته با احتیاط کامل عبور میکنیم و از یکی دو تای آنها هم سر میخوریم. در ساعت ۱۴:۰۰در کنار چشمه ی آبی در گوسفند سرای ونی توقف میکنیم و اقدام به به پهن کردن بساط نهار میکنیم. این گوسفند سرا جای بسیار مناسبی برای شب مانی است و زمین مسطح به وفور در آن بافت میشود. البته در مدتی که ما آنجا بودیم خبری از چرای گوسفندان و چوپانان محلی نبود. گروه قزوین بعد از ما میرسند. منظره ی بسیار زیبایی است و با وارد شدن ابرها وخوردن آنها به سرو صورت ما و فرا گرفتن مه هوا دلپذیر تر و مناظر رویایی تر میشود.
توقف ما ۲ ساعت(!) به طول می انجامد تا اینکه در ساعت ۱۶ مسیر را به سمت پایین به را می افتیم. در اینجا به علت مه کمی در پیدا کردن مسیر دچار مشکل میشویم و اشتباها مسیر را در کف دره به سمت پایین میرویم و در شیب بسیار تند و خطرناکی قرار میگیریم که با مساعدت دوستان گروه قزوین سمت صحیح را پیدا کرده و به مسیر اصلی باز میگردیم.
بهترین راه برای پیدا کردن مسیر بعد از گوسفند سرا و اجتناب از شیبهای تند، نشان کردن تخته سنگ های بزرگی است که در مسیر وجود دارند و ادامه دادن مسیر از کنار این سنگها و بر روی گرده ها حرکت کردن میباشد.
مسیر را آنقدر پایین می آییم تا به پاکوب مشخصی در یالهای سمت راست میرسیم. مسیرها فوق العاده زیبا هستند و کم کم مه هم کنار میرود. پوشش گیاهی هم کم کم جنگلی میشود.
در ساعت ۱۸:۳۰به جایی میرسیم که دشت دریاسر از بالا پیداست. ابرها آسمان زیر پای ما و آسمان دریاسر را احاطه کرده اند. در واقع در دامنه یالهای قله خانه بن قرار داریم و بایستی مسیر را از پاکوبهای مشخصی که وجود دارد پایین برویم تا به جنگل برسیم. ساعت ۲۰:۰۰ در ابتدای جنگل قرار داریم. وارد جنگل میشویم، مسیر های پاکوب را دنبال میکنیم. به چشمه ی آبی درون جنگل میرسیم و نهایتا در ساعت ۲۰:۳۵ با اتمام جنگل در کف دره قرار داریم. جایی که با دشت دریاسر هم سطح است و به تنگه ی هرتنگ معروف است. چشمه ها و یخچالهای در حال ذوبی که در مسیرهای قبلی میدیدیم همگی در اینجا رودخانه ی متحد و خروشانی شده است. جای بسیار مناسبی برای شب مانی و بر پایی چادر است. جانپناهی هم بعنوان یاد بود در کنار اینجا وجود دارد که البته بیشتر مناسب خواب دام است تا انسان!
گروههای زیادی از تهران و مشهد در اینجا کمپ زده اند. هنگام ورود ما از چند و چون قله و مسیری که آمده ایم میپرسند. ظاهرا قصد صعود یکروزه به قله را دارند که به آنها میگوییم مسیر طولانی ودشواری را در پیش رو دارید و بهتر است صعود قله از سمت الموت و روستای هنیز باشد و فرود از سمت دریاسر و عسل محله.
چادر ها را بر پا میکنیم. بچه ها همگی فوق العاده خسته هستند اما خوشحال و شادمان همگی خدا را سپاس میگوییم که مسیر را بدون خطر جدی طی کرده ایم و همگی به سلامت نسبی فرود آمده ایم. آتشی بر پا میکنیم و سوپی درست کرده و همگی بعد از صرف شام به خواب عمیقی فرو میرویم...
صدای آب رودخانه در تمام شب گوشنواز است...
شنبه ۵/۴/۱۳۸۹
۸:۰۰ صبحاز خواب بیدار میشویم. منظره زیبای دشت دریاسر از انتهای تنگه در پیش روی ماست.
هنگام صبحانه یکی از افراد گروه مشهد که صبح ساعت ۳ به سمت قله حرکت کرده اند جهت چایی خوردن به ما میپیوندد. آقای داغانی خلبان بازنشسته و کوهنورد است. مرد بسیار با تجربه و مهربانی است و ساعتی را در کنار هم به گفتگو و خوردن چایی و بیسکویت مشغول هستیم.
در ساعت۱۲:۲۰ بعد از جمع کردن وسایل و نیز تمیز کردن پیرامون خود از آشغالهایی که متاسفانه از قبل در اینجا ریخته شده است به راه می افتیم. بعد از گذر از جنگلی حاوی درختان زرشت، سیب و آلو جنگلی به زمین یک دست مسطحی میرسیم. بهشتی خفته در دل کوه و پر از گلهای رنگارنگ و نعنای وحشی. اینجا دشت دریا سر است...
در این دشت ۳ کلبه وجود دارد که صاحبان آنها با چرای گاوهای خود در دشت و تولید لبنیات و پنیر و کره امرار معاش میکنند.در یکی از آنها توقف کوتاهی میکنیم و شیر تازه و داغ میخوریم و بعد از آن به سمت روستای عسل محله به را می افتیم. با گذر از کنار تپه ای در شمال دشت، از بالا هم روستای عسل محله پیداست و هم موبایل هایمان آنتن میدهد.
با عبور از جنگل در ساعت۱۳:۴۵ به عسل محله میرسیم. بعد از توقفی یک ساعته در عسل محله با یک پیکان به سمت جاده سه هزار برای صرف ناهار به راه می افتیم. ناهار را میهمان دایی سرپرست گروه هستیم و به لطف ایشان تا تنکابن بر میگردیم. بلیط اصفهان گیرمان نمی آید و ناچاراً از آنجا ۱۸:۳۰ به سمت تهران بلیط میگیریم.
یکشنبه ۶/۴/۱۳۸۹
در ساعت ۱ بامداد به تهران میرسیم. به دلایلی تا ساعت ۵:۳۰ بلیط گیرمان نمی آید و در ترمینال آرژانتین هستیم و پس از آن به سمت اصفهان به راه می افتیم.
در ساعت ۱۰:۳۵ دقیقه به اصفهان تمیز و زیبا وارد میشویم و برنامه ۴ روزه سیالان با تمام فراز و نشیب هایش به پایان میرسد.
اعضای گروه:
-
محمد جلوانی، سرپرست
-
منصور کمیلی، نویسنده گزارش و عکاس
-
محمد علوی
-
عبدالله نظری
نکات مهم:
• بهترین ماههای صعود به قله ی سیالان چه از جبهه ی جنوبی و چه شمالی از اواخر خرداد ماه تا اوایل شهریور ماه میباشد.
• در منطقه آب به وفور یافت میشود و مشگلی از جهت تامین آب خوراکی نیست. اما چنانچه در شهریور ماه صعود انجام میگیرد لازم است احتیاط بیشتری به عمل آورد.
• ساعت لازم برای مسافت های طی شده(بدون احتساب توقفها یا استراحتهای بین مسیر):
از روستای هنیز تا پناهگاه ۴ الی ۵ ساعت(مناسب شب مانی)
از پناهگاه تا گردنه ۱.۵ساعت
از گردنه تا قله حدود ۱ ساعت
از قله تا گردنه حدود ۰.5ساعت
از گردنه تا گوسفندسرای ونی ۱ ساعت(مناسب شب مانی)
از گوسفندسرا تا بالای دشت دریاسر ۲.۵ ساعت
از بالای دشت دریاسر تا هرتنگ ۲ ساعت(مناسب شب مانی)
از هرتنگ تا دشت دریاسر ۰.۵ساعت
از دریاسر تا عسل محله ۱ ساعت
گفتنی است مسافت قله تا دریاسر در مسیر برگشت(سر پایینی) حدود ۶ ساعت زمان نیاز دارد. در صورتیکه این مسافت در مسیر عکس خود یعنی صعود از جبهه شمالی(دشت دریاسر) به سمت قله با فرض توانایی نسبی اعضا به ۸ الی ۸.5 ساعت زمان نیاز دارد. بعبارتی برای برنامه ریزی یک صعود یکروزه به قله ی سیالان از جبهه ی شمالی به حداقل ۱۵ ساعت زمان نیاز است.
www.BaranClimbing.com