گزارش برنامه آبشار کردی
بسم الله الرحمن الرحیم
گزارش برنامه ی آبشار کردی ( منطقه ی سبزه کوه)
گزارش نویس و سرپرست برنامه: مجتبی عادل مهربان
گروه کوهنوردی باران کوهستان برنامه ی فوق را به سرپرستی مجتبی عادل مهربان و همراهی یازده نفر دیگر در تاریخ 13/3/1389 اجرا نمود.
با دوستان ابتدای خیابان هزار جریب بعد از ایستگاه بهارستان قرار گذاشته بودیم. همه ی دوستان تقریباً به موقع حضور یافته و خانم ندا نصیری که از قبل هماهنگ کرده بود در بهارستان به ما ملحق گردید. مسیر از طریق مبارکه و بروجن و مسیر گندمان طی گردید؛ پس از گندمان بایستی به سمت روستای وَستِگان می رفتیم که از روی جی پی اس متوجه شدیم که مسیر دیگری طی می کنیم. به سمت روستای حسن آباد که تقریباً سمت راست تالاب گندمان قرار دارد حرکت می کردیم. در روستای حسن آباد با پرسش از اهالی روستا مسیر را تغییر داده و از جاده ای خاکی به سمت روستای وستگان حرکت نمودیم. پس از روستای وستگان و عبور از گردنه ی آن وارد منطقه ی حفاظت شده ی سبزه کوه شده که این منطقه نسبت به سال گذشته از سرسبزی نسبتاً بیشتری برخوردار بود. چادرهای سیاه عشایر مستقر در این منطقه حکایت از فزونی آن ها نسبت به سال قبل داشت.مسیر خاکی و ناهموار، صدای راننده ی مینی بوس را درآورده بود. با توجه به اینکه از قبل نیز به او گفته بودیم که مسیر چگونه است ولی باز ابراز ناراحتی می نمود.
در ساعت8 عصر به انتهای جاده که در بالای دره قرار داشت رسیدیم. پس از پیاده شدن از مینی بوس کوله ها را به پشت نهاده و پاکوب را جست و جو نمودیم. حدود یک ساعتی حرکت کرده و پس از پیدا کردن سطحی مسطح در بالای دره برای شب مانی اتراق نمودیم. هنگامی که دوستان مشغول برپا کردن کمپ بودند، سرپرست گروه جست و جو را برای پیدا کردن پاکوب مناسب برای ورود به دره آغاز نمود و پس از پیدا کردن پاکوب مناسب، آن را برای صبح فردا نشانه نموده؛سپس به کمپ بازگشته و شام را صرف کرده و قرار بر این شد که دوستان ساعت 5:30 صبح بیدار شده و پس از جمع کردن وسایل و چادر ها به سمت آبشار طی طریق نمائیم.
پس از طی کردن دو یال کوپک در سمت راست وارد دره ای می شویم که دارای شیب بسیار تندی به سمت پایین می باشد. ابتدای این مسیر فنی می باشد و افراد باید با احتیاط از آن عبور کنند. پس از آن به علت تندی شیب و لغزنده بودن طی کردن مسیر حرکت بسیار کند انجام می گیرد.
حدود ساعت 11:30 به چشمه ای در مسیر می رسیم که آب سرد و بسیار گوارایی دارد. در زیر سایه ی درختی اتراق کرده و پس از درست کردن چای، به علت ضیق وقت صبحانه و نهار را یک جا صرف کردیم. لغزنده بودن مسیر، همه ی افراد، به خصوص خانم ها را، بسیار خسته کرد، بنابراین مجبور شدیم زمان استراحت بیشتری به افراد بدهیم. پس از صرف نهار مسیر را از دست راست ادامه دادیم. از آنجا به بعد شیب مسیر کمتر می شود. در بین راه با سنگ بسیار بزرگی مواجه می شویم که به سنگ کعبه معروف است. این سنگ به اندازه ی یک ساختمان چند طبقه می باشد که از وسط به دو نیم شده است.
در بین راه دو قسمت فنی وجود داشت که بایستی با احتیاط از عبور می کردیم. ابتدا کوله های افراد را دست به دست کرده و به پایین فرستادیم و سپس با راهنمایی کردن افراد، آن ها را به سمت پایین هدایت می کردیم.
حدود ساعت 5 عصر به محل آبشار رسیدیم. ابتدا افراد پس از پیدا کردن محل های مناسبی برای اتراق کردن وسایل خود را گذاشته و به سرچشمه ی آبشار رفته و آبی به دست و صورت خود زدیم. متأسفانه به علت خستگی راه افراد کمی حاضر شدند به دیدن آبشار که اصلی ترین قسمت برنامه بود بروند.
ما در بالای سر آبشار قرار داشتیم و برای دیدن آبشار می بایست به پایین دست می رفتیم. مسیر فنی بود ولی افرادی که می خواستند آبشار را ببینند سختی آن را به جان خریدند، بنابراین پس از عبور از آن به اولین قسمت آبشار رسیدیم.
ارتفاع قسمت اول آبشار 50 متر بود. حجم آبی که از آب به پایین می ریخت بسیار زیاد بود و انسان را به وجد می آورد. افراد مشغول فیلمبرداری و عکاسی بودند.
قسمت دوم آبشار که زیباترین قسمت آن بود، 70 متر ارتفاع داشته و محیط آن بسیار زیبا ست. به علت شدت ریزش آب و آب موجود در فضا امکان نزدیک شدن زیاد به آبشار وجود ندارد؛ البته دوستان دیگر تمایلی به پایین رفتن نداشتند و پس از دیدن قسمت اول آبشار به بالا بازگشتند. فضای موجود به گونه ای بود که امکان دور هم نشستن و آتش روشن کردن وجود نداشته در نتیجه از آتش گروه دیگری که قبل از ما به محل آمده بودند برای درست کردن چای استفاده کردیم. پس از صرف چای و خوردن شام، افراد برای خوابیدن داخل چادر هارفته به علت گرمی هوا، خواب، دیر به سراغمان آمد.
ساعت 6 صبح از خواب برخاسته و پس از جمع کردن وسائل و چادر ها، آبی به دست و صورت زده و 7 صبح حرکت خود را به سمت روستای معدن آغاز کردیم. ابتدای مسیر، برعکس آمدن، بایستی به سمت بالا حرکت می کردیم. مسیر سرسبز و هوا گرم بود. در این مسیر دیگر آبی وجود نداشت و افراد باید در مصرف آب صرفه جویی می کردند. به عنوان کسی که قبلاً این مسیر را طی کرده، به افراد جهت مصرف آب کراراً هشدار دادم ولی دوستان هشدارهای اینجانب را جدی نگرفتند.
در ساعت یازده بر روی یال رسیدیم. از آن جا به بعد، دو مرتبه مسیر سرازیری می شد. ابتدای مسیر بایستی به سمت چپ یال رفته و پاکوبی که در سمت چپ بود را استفاده می کردیم ولی در رو برویمان پاکوبی قرار داشت که اشتباهاً وارد آن شدیم. مقداری به سمت پایین رفته و حرکت به علت خرابی مسیر بسیار کند صورت می گرفت. در دوردست، پاکوب اصلی در سمت چپ نمایان بود و مجبور به تراورس به سمت چپ شدیم. به سختی از مسیر عبور کرده و وارد پاکوب اصلی شدیم.
میسر از شیب ملایمی برخوردار بود ولی حرکت افراد به علت کمبود آب به کندی صورت می گرفت. در بین راه، آقای روحانی را به سمت رودخانه فرستادم تا برای افراد آب بیاورد ولی ایشان نیز به علت اشتباه رفتن مسیر، نتوانست آب را به موقع به افراد برسا ند. بی آبی توان همه ی افراد را گرفته بود ولی افراد خود را به کنار رودخانه رساندند و به جز چند نفری که آن ها نیز به وسیله ی آبی که در نهایت آقای روحانی به آن ها رساند،رفع تشنگی کرده و خود را به کنار رودخانه رساندند.
متأسفانه در انتهای مسیر، در سطحی صاف، پای خانم نوری دچار پیچ خوردگی شد و استخوان نازک نی پای او شکست و دویست متر انتهای مسیر را بسیار سخت طی نمود.
افراد بسیار خسته شده بودند و تاریکی شب اجازه ی حرکت به گروه را نمی داد، بنابراین، مجبور به اتراق در کنار رودخانه شدیم.
هوا بسیار گرم بود ولی چای کوهی که یکی از بچه ها درست کرده بود بسیار آرامش بخش بود و مانند مخدر خستگی و درد را از تن خارج می نمود. در پی یک روز راهپیمایی و خستگی فراوان، خواب، بهترین دارو برای افراد بود. خواب عمیقی همه را در ربود.
در ابتدا تصمیم بر این بود که صبح خیلی زود گروه حرکت کرده و خود را به مینی بوس، که از قبل بر سر قرار آمده بود، برسانند ولی صبح که از خواب بیدار شدیم تصمیم گرفتیم دیگر عجله ای به خرج ندهیم. پس آتشی برپاکرده و با خیال راحت صبحانه را صرف کردیم. پس از صرف صبحانه و جمع کردن وسائل، حرکت خود را آغاز نمودیم.
ابتدا در محل مناسبی با بستن طناب حمایت از رودخانه عبور کرده و خانم نوری با اینکه دچار شکستگی پا شده بود، پا به پای تیم حرکت می کرد.( البته ابتدا تصور بر این بود که پای ایشان دچار در رفتگی شده و اگر می دانستیم که دچار شکستگی شده، هرطور بود ایشان را با درست کردن برانکار حمل می نمودیم.)
پس از مقداری پیاده روی، با راهنمائی یکی از محیط با نان، کمی به عقب برگشته و دومرتبه از رودخانه گدار کرده و در مسیر اصلی قرار گرفتیم.
مسیر صاف و هموار بود و به جز قسمتی که در حدود صد متر از لبه ی پرتگاه می گذشت، بایستی با احتیاط از آن عبور می کردیم، دیگر هیچ مشکلی در سر راهمان قرار نداشت.
در باغ ا ناری که در سر راهمان قرار داشت، استراحت کوتاهی کرده و پس از صرف چای، ساعت 12 ظهر خودمان را به مینی بوس رساندیم و افراد با تماس با خا نوادهایشان آن ها را از نگرانی درآوردند.
در برگشت، پس از عبور از روستاهای ارمند علیا و سفلی و شهرهای آلونی، گندمان و بروجن، در ساعت 5 عصر به اصفهان رسیدیم.
در پایان باید نکات مهمی برای افرادی که می خواهند این برنامه را اجرا نمایند،باید مد نظر در نظر قرار گیرد که به شرح ذیل می باشد:
1-سرپرست برنامه بایستی اطلاعات کاملی راجع به منطقه به افراد شرکت کننده ارائه نماید زیرا صِرف نام برنامه که آبشار است، برنامه، یک برنامه ی فنی و مسیر دارای شیب های بسیار تند می باشد و افرادی که به دنبال یک برنامه ی تفریحی و چشمه نشینی هستند، نباید در این برنامه شرکت کنند که این نقیصه در این برنامه کاملاً به چشم می خورد.
2-در قسمت دوم برنامه که از آبشار به بعد می باشد، افراد حتماً باید در مصرف آب صرفه جویی کنند زیرا منطقه یک منطقه ی گرمسیری بوده و در طول مسیر هیچ آبی تا نرسیدن به رودخانه وجود ندارد.
و در پایان، اینجانب مجتبی عادل مهربان از دوستانی که در این برنامه دچار مشکل گردیدند معذرت خواهی کرده و شادی و نشاط فراوانی را در برنامه های آتی برای آن ها آرزومندم./
عادل
www.BaranClimbing.com