گزارش برنامه گردشگری گلپایگان
بسم الله الرحمن الرحیم
قُلْ سيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ يُنْشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدير (عنکبوت/۲۰)
بگو: در روى اين زمين سير كنيد، پس بنگريد كه چگونه آفريدگان را ايجاد كرده، سپس خداوند عالمى ديگر را احداث خواهد كرد. حقّا كه خدا بر همه چيز تواناست.
برنامه گردشگری و تاریخی گلپایگان
جمعه 8/11/89 - صبح - دروازه تهران - ساعت حرکت 18/7
به سرپرستی خانم آزاده ازلی - تعداد نفرات 16 نفر
با گلپایگان آشنا شوید:
مختصات: ۳۳٫۴۵ شمالی،۵۰٫۲۸ شرقی
|
اطلاعات کلی | |
|
نام رسمی: |
گلپایگان |
|
کشور: |
|
|
بخش: |
|
|
نام محلی: |
گلپایگون |
|
نامهای قدیمی: |
ورت پادگان (سرزمین گل ُسرخ)، چهرآزادگان، |
|
سال شهرشدن: |
دارای قدمت تاریخی |
|
مردم | |
|
پارسی | |
|
مذهب: |
شیعه |
|
جغرافیای طبیعی | |
|
۲۴۲۱ کیلومتر مربع | |
|
۱۸۱۸ متر | |
|
آبوهوا | |
|
۲۸ درجه | |
|
اطلاعات شهری | |
|
صنایع دستی (منبت، خاتم کاری و قالی بافی) | |
|
۰۳۷۲ | |
|
تابلوی خوشآمد به شهر | |
|
به گلپایگون خوش اومِدین! | |
گلپایگان شهری در استان اصفهان ایران است.
این شهر بین الیگودرز، نجفآباد، خمین و محلات و درفاصله ۳۵۲ کیلومتری تهران و ۲۰۰ کیلو متری شمال غربی اصفهان قرار دارد. سلسله کوههای مرکزی و رود قبله، که از کوههای جنوبی خوانسار سرچشمه میگیرد، از گلپایگان میگذرد.
شهری است با فرهنگ کهن، پرداخته سمره (هُمای بنت بهمن، چهره آزاد)، از سلسله کیانیان، که دراصل نامش، وردپاتکان (سرزمین گل ُسرخ) بودهاست.
|
|
وجه تسمیه گلپایگان
گلپایگان را همای بنت بهمن کیانی ساخت و بنام خود سمره خواند که در اول همای را سمره گفتندی. دخترش آن را تجدید عمارت کرد و گلبادگان یا گربادگان گفت. (تاریخ جهانآرای عباسی یا عباسنامه، تألیف میرزا محمدطاهر وحید قزوینی، نزهةالقلوب: حمدالله مستوفی، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تاریخ ایران: تألیف سرجان ملکم، ترجمه میرزا حیرت، قاموس الاعلام ترکی و ذیل جامع التواریخ رشیدی ص ۱۷۲ و مجمل التواریخ گلستانه ص ۲۷۳ و تاریخ گزیده ص ۹۹، ۴۱۷، ۵۴۳، ۶۹۹، ۶۷۰، ۶۷۷ و ۷۱۵)
گلپایگان از ترکیب سه کلمه ( گل - پای - گان ) تشکیل شدهاست.
نام اولیه شهر، گردپاذگان بودهاست.(برهان قاطع،۱۳۶۱، ذیل گلپایگان)، گروهی دیگر نام اصلی آن را گَرپادگان به معنی کوهپایه میدانند. «گَر» در زبان پارسی میانه به معنای کوه است. در اواخر ساسانیان و اوائل اسلام «گردپادگان» خوانده میشد و تازیکان معرب نموده «جرباذکان» نامیدهاند. (معجم البلدان یاقوت دیده شود). سپس از روی قاعده دیگری که آن نیز در زبانشناسی ایران معروف است، را و دال تبدیل به لام گشته و کلمه گارد مبدل بگال و سپس مبدل بگول و سپس مبدل به گل شده و بالاخره وردپاتکان و گلپایگان، شده یعنی شهر گلباد، و چنانکه گفتیم گلباد از نامهای معروف ایرانی بودهاست. (مقالات کسروی ج ۱ صفحه ۱۲۲-۱۲۱)
برخی گفتهاند در اصل «ورتپاتکان» به معنی شهر یا سرزمین ورتپات بوده که یکی از نامهای ایران نیز میباشد. سپس به مرور زمان وردپاتکان، «وردپاذکان»، «گردپاذکان»، «گلپادگان» و سرانجام «گلپایگان» شدهاست. ورد، به معنی گل سرخ است و در نتیجه تغییراتی که از روی قواعد زبان شناختی در آن روی داده، واژه ورد تبدیل به « گل » شدهاست. پات از مصدر پاییدن، به معنی نگاهبانی کردن است. و «وردپات» گل نگاهدار معنی میدهد. پات پس از مدتی «پاذ» و سرانجام تبدیل به «پای» شدهاست. واژه «کان» که سپس «گان» گردیده در آخر نام شهرها و آبادیهای بسیاری چون اردکان، زنگان، ارزنگان و ارزنکان… آمدهاست.
سپیده سحر و طبیعت دل انگیز
موقعیت جغرافیایی
کوهستانهای پوشیده از مراتع و رودخانههای منطقه چشم انداز طبیعی زیبایی به وجود میآورند.سلسله جبال مرکزی ایران از این شهرستان میگذرد.
آب وهوای این شهرستان متغیر و دارای زمستانهای نسبتا سرد با حداقل حرارت ۲۱- درجه و تابستانهای گرم و خشک است که حداکثر حرارت آن تا۵/۳۷+ درجه میرسد. بارندگی غالبا درزمستان و میزان آن حدود ۳۰۰ میلیمتر است.
گلپایگان از طرف شمال به محلات و کمره (خمین) و از طرف مغرب به کوههای بختیاری و الیگودرز و از طرف جنوب به خوانسار و کوههای بختیاری و از طرف مشرق به میمه و کوه شیخ احمد و کوه صالح محدود است. ارتفاع آن از سطح دریا ۱۸۱۸ متر است. (مبنای ارتفاع = سطح متوسط آب خلیج فارس در منطقه فاو که مبنای مسطحات اروپائی میباشد.)
گلپایگان از مناطق نیمه صحرایی است و به علت نزدیکی به کویر مرکزی، بارندگی آن کم و هوایش متغیر است. دشت گلپایگان، وسیع و آب آن از رودخانه و قنات و چشمه و منابع آبهای زیرزمینی تامین میگردد.
تغییر شکل سطح زمین در دشت گلپایگان که برداشت بیروّیه آب زیرزمینی یکی از عوامل اصلی آن است، دارد خودش را نشان میدهد.
فرونشست زمین میتواند باعث آسیبهای جبرانناپذیری به ساختمانها، چاهها، زمینهای کشاورزی و شریانهای حیاتی گردد.
فرونشست زمین، یکی از پدیدههای زمینشناسی است که در اثر زیاده رویهای آدمی در بسیاری از نقاط جهان از جمله در گلپایگان، درحال وقوع است.
پوشش گیاهی
پوشش گیاهی درمناطق کوهستانی استپ کوهی همراه باانواع گوَن و به ویژه «کتیرا» است که مصرف صنعتی و بهداشتی دارد و به خارج هم صادر میشود. استپ کوهی از غرب به شرق کاهش مییابد از این رو منطقه غرب که دارای پوشش گیاهی بهتر و آب بیشتر است، محل پرورش گوسفند و گله داری است. گیاهان خودرو مانند مُک کو (شیرین بیان) که ریشه آنها استفاده داروئی دارد، گل گاو زبان، شاتره، کاسنی، تره کوهی، چندال، مرزنجوش، دینارو (که بسیار خوش عطر و بو است)، شوید کوهی، پافغلاق، ریش قازی، شنگه، جوقاسم، گوش بره، خاکشیر، مرزنگوش، بارهنگ (بالنگ)، بادرنگ، بابونه، بالنگو، قدامه، کرچک،...همه برای مردم شهر آشنا است.
در گلپایگان گندم، جو، پنبه، چغندر قند، تنباکو، شبدر، یونجه، سبزیهای خوردنی، صیفی جات، آلو، زالزالک، سیب، هلو، آلوچه، گیلاس، آلبالو، زردآلو، مو (انگور از همه رقم: کشمش، عسکری، شآاونی (شاهونی)، مونقّا، ریش بابا...)،همه عمل میآید.
درختان قابل رویش این منطقه، عبارتند از: چنار، صنوبر، وهنو، بید مشک، عناب، بادام کوهی، انجیر وحشی، سنجد، زبان گنجشک، بلوط، انجیر وحشی،نارون،توت،کاج،سپیدار،و درختان میوه. ازجمله سیب،گلابی، بادام و گردو...
ارتفاعات شهرستان گلپایگان
ارتفاعات شهرستان گلپایگان که دنباله شرقی سلسله جبال زاگرس و غالباً از کوههای اطراف خرم آباد جدا شده، متعلق به دوران دوم زمینشناسی بوده و به صورت چندین رشته موازی از شمال غربی به جنوب شرقی امتداد مییابد. مهمترین ارتفاعات را در گلپایگان میتوان به چهار دسته تقسیم کرد: الف – ارتفاعات کوههای شمالی و شمال غربی که قلههای بلند آن عبارتند از:
تخت پهلوان صابر با ارتفاع ۳۴۱۰ متر قله الوند با ۳۱۲۱ متر ارتفاع قله حاجی قارا با ۲۴۲۰ متر ارتفاع که از طبقات آهکی دوران دوم زمینشناسی و به همراه رسوبات گچی، سنگهای گرانیتی و شنهای آتشفشانی دوران سوم، دیده میشود. این کوه در ۲۰ کیلومتری شمال شرقی گلپایگان قرار دارد. ب. ارتفاعات کوههای شرقی که قلههای بلند آن عبارتند از:
کوه صالح پیغمبر با ۳۹۲۲ متر ارتفاع
شیخ احمد با ۲۴۳۸ متر ارتفاع با سنگهای گوناگونی از قبیل فیلیت، کوارتزیت، پاراگینس و مرمرهای پرکامبرین و سلیسها و ماسه سنگهای ژوراسیک و آهکهای کرتاسه و توفهای آتشفشانی و دولومیت، معادن سنگهای ساختمانی و سنگ چینیِ گُدار سرخ وصالح پیغمبر که یکی از مراکز بزرگ سنگهای معدنی گلپایگان است درهمین ارتفاعات قرار دارند.
ج. ارتفاعات جنوبی که کوههای خوانسار باشد، قلههای بلند آن عبارتند از:
قلعه جمال، حاجی ابراهیم، له پبین، سرخ، چهل گزی که آنها از ۲۵۰۰ متر بیشتر ارتفاع دارند و از شیلها و شیستهای آهکی دوران دوم و سوم زمینشناسی تشکیل شدهاند.
بلیتون: در دهستان پشتکوه ۲۴ کیلومتری گلپایگان در شمال روستای هرستانه حدود ارتفاع ۲۳۵۰ متر ازسطح دریا.
پیشکوه: در دهستان جلگه شهرستان گلپایگان ۲۰ کیلومتری شرق گلپایگان، ارتفاع ۲۸۷۷متر.
تیله کوه: در دهستان رحمت آباد شهرستان گلپایگان ۳۶ کیلومتری شرق گلپایگان در جنوب روستای دُر ارتفاع ۲۳۴۰ متر
چاق باغ: واقع در رحمت آباد شهرستان گلپایگان ۳۷ کیلومتری جنوب شرق گلپایگان ارتفاع ۲۹۱۰ متر
دربند: واقع در دهستان پشتکوه، شهرستان گلپایگان، ۲۵ کیلومتری جنوب غربی گلپایگان، ارتفاع ۲۷۰۰ متر
سوخته: دهستان رحمت آباد شهرستان گلپایگان، ۴۲ متری شرق گلپایگان، با ارتفاع ۳۰۰۰ متر
صاف: در دهستان پشتکوه ۲۵ کیلومتری جنوب غربی،در شمال ویست ارتفاع ۳۰۴۲ متر
گرموستا: در دهستان رحمت آباد گلپایگان ۳۹ کیلومتری جنوب شرقی،در شمال در ارتفاع ۲۷۲۰ متر
لومبین: واقع در حومه وانشان ۱۱ کیلومتری جنوب گلپایگان، شمال کوه ابراهیم در ۲۵۳۲ متر
موربلند: واقع در دهستان رحمت آباد گلپایگان، ۳۵ کیلومتری جنوب شرقی گلپایگان شمال در ارتفاه ۲۲۶۰ متر
مورچاقدار: واقع در دهستان حومه گلپایگان، ۲۱ کیلومتری جنوب گلپایگان ارتفاع ۲۱۵۰ متر
مورهورسور: واقع در دهستان رحمت آباد گلپایگان، ۴۴ کیلومتری جنوب شرقی گلپایگان شمال تیکن ارتفاع ۲۹۱۵ متر
هنده: واقع در دهستان پیشکوه ۲۷ کیلومتری جنوب غربی شمال هنده ارتفاع ۲۸۰۰ متر (گلپایگان در آئینه تاریخ. فیروز اشراقی)
الوند گلپایگان
در ایران چهار قله با نام الوند وجود دارد که یکی از آنها کوهستانی است واقع در شمال باختری گلپایگان که از شمال باختری به طرف جنوب خاوری کشیده شده طول آن حدود ۱۵ کیلومتر و عرض متوسط آن ۵ کیلومتر است. ارتفاع بلندترین نقطه الوند گلپایگان ۳۱۱۱ متر میباشد که در محل به نام «کلنگ سیاه» شناخته میشود. از فراز این قله شهرستان خمین در شمال باختری و شهرستان گلپایگان در جنوب خاوری دیده میشوند. در دامنههای جنوبی این قله و در ارتفاع حدود ۲۸۰۰ متری در نقطهای با نام محلی «کول خران» یک جان پناه فلزی - چوبی به همت کوهنوردان گلپایگانی بر پا گشتهاست.
از این نقطه در جهت شمال بقایای یک معدن متروکه نقره در درهای به نام «دره نقره» و در جهت خاور مزرعه و امامزادهای به نام «امامزاده گوشه» دیده میشوند. در پایین دست دامنههای جنوبی کوه نیز چشمهای زیبا و چهار فصل به نام «چشمه خضر» وجود دارد. که جادهای خاکی به طول حدود ۱۲ کیلومتر از گلپایگان تا نزدیکی آن کشیده شدهاست. ارتفاع شهر گلپایگان از سطح دریا حدود ۱۸۳۰ متر میباشد. مبدأ صعود به ارتفاع ۲۰۰۰ متر در جنوب شرقی قله قرار دارد و مسیر صعود از میان درهای است که به خط الراس اصلی «کول خران» منتهی میشود. تا پناهگاه حدود ۵/۱ ساعت راه است و از پناهگاه تا قله ۲ ساعت میباشد.
زبان و لهجه گلپایگان
در گلپایگان بجز عده محدودی از روستاهای منطقه که زبان خاص خودشان را دارند بیشتر مردم به زبان فارسی (و با لهجه گلپایگانی) صبحت میکنند.
متاسفانه در گلپایگان هم مانند هر جای دیگری لهجه و گویش محلی و فرهنگ خاص منطقه دارد از بین میرود.
رواج لهجههای فرهنگی مسلط از طریق وسایل ارتباط جمعی، آداب ورسوم و گویش مردم منطقه مخصوصا نسل جوان را متاثر و گویش مخصوص منطقه را تغییر شکل دادهاست و امروز بجز افراد مسن کمتر به گویش مخصوص گلپایگان صحبت میشود.
در چند روستای گلپایگان لهجههای خاص خود آن روستا وجود دارد. اینان مهاجرانی هستند که در زمان صفویه از دیگر نقاط به این منطقه وارد شدهاند و درعین خال زبان و لهجه خود را با کمی تغییرات حفظ کردهاند.
مردم منطقه عربستان لهجه خاص خود را دارند چون مردم این منطقه مهاجرانی از نواحی خراسان هستند که به زور در سالهای دور به این منطقه کوچانده شدهاند و هنوز به زبان مخصوص خود با تغییراتی نسبت به زبان اصلی مادری صبحت میکنند.
گویش مردم وانشان که وانشانی، ونیشونی و مردم این روستا اونشونی مینامند (و در آن واژههای اصیل فارسی کم نیست) ــ جزئی از گویشهاى ایران مرکزى و شمال غربى (از گویشهای رایج در منطقه کاشان - اصفهان) است و شباهت هایی به گویش خوانساری دارد.
مردم روستای هنده لری صبحت میکنند.اهالی حاجیله، قرغن و عباس آباد هم لهجه خاص خود را دارند که باز ماندهای است از لهجه زبان مادری محل سکونت قبل از مهاجرت و ترکیبی است از زبانهای مجاور محل سکونت.
در روستای کوچک ماکوله به زبان ترکی تکلم میشود که ترکی تغییر یافته زبان مادری آنها که همان ترکی آذری است زیرا در زمان صفویه مردمانی از آذربایجان به این نواحی کوچانده شدهاند که در روستاهایی مانند ارجنک - کهرت ( از توابع خوانسار ) ساکن میباشند.
حروف پ، چ، و گاف (که مخصوص زبان فارسی است) در زبان گلپایگانی کم نیست. (پکا بیار= کمی صبر داشته باش)، تپنه، گندم (کُر چالی)،..تپله، لهپَر، چِهپَر، گل تغنه (جوجه تیغی)، پشوه، پسین...هرچون، چمچاره، چرنگی،...چولاری، چی شی، چُم (چمدونم=نمیدانم)، په چکا (پس چرا)، زورچپون، گالش، گورون، دلنگون، دیگوله، ریگوزل، ماست گلگونی...
زنده یاد جواد غیاثی در گردآوری لغات و اصطلاحات گلپایگان تلاش بسیار نمود.
ناگفته نماند که لهجه گاپلهای که نام محلی لهجهای فارسی مردم منطقه چاپلق ازنا در دشت جاپلق در استان لرستان ایران است ـ تحت تأثیر لهجه گلپایگانی است.
سابقه سکونت در گلپایگان این کهن شهر دوران کیانی، به دوران پارینه سنگی میانه و نو سنگی میرسد. شواهد این ادعا از سنگ نگارههایی که بیانگر اشیایی از قبیل چماق و تیر و کمان و کمند و کهنترین سازهای ایرانی است، بدست میآید.
سنگ نگارهها کهنترین آثارتاریخی و هنری بجامانده از بشر هستند.
سنگ نگارهها کهن ترین آثارتاریخی و هنری بجامانده از بشر هستند.
آثار باستانی گلپایگان به توجه بیشتر نیاز دارد.
سنگ نگارهها مبانی هنر، خط و فرهنگ در ایران هستند. باید از یادگار نیاکانمان چون مردمک چشم مواظبت کنیم. متاسفانه یکی از سنگ نوشتهها در ضلع جنوبی گنبد مسجد جامع گلپایگان، غریب افتاده است!
• بررسی سنگوارههای موجودات دریایی و فسیلهایی که گفته میشود در اطراف قلعه جمال و حاجی قارا پیدا شدهاست،
• سنگ نوشتههای تنگه غرقاب،
• کتیبه خط پهلوی در رباط چم اسبه،
• وجود برخی افسانههای اساطیری در شرح تاریخ گلپایگان،
• مراسم قدیمی عروسی قنات،
• جویبار «هرانگ»،
• قلعه گبری و پایههای پلی نزدیک آن، • بنا شدن مسجد جامع ﺑﺮ روی یک آﺗﺸﻜﺪه ﺳﺎﺳﺎنی، و ـ
• وجود دهاتی مانند نیوان و فقستان و «ویست»... ـ همه و همه، بیانگر قدمت سکونت آدمی در منطقهاست.
پیشینه ویست (ویس)، به دوران مادها بر میگرددویست، واژه ای بسیار قدیمی است و در زبان پهلوی، شاهزاده معنی میدهد. فقستان هم به معنی بتکده است و روستای فقستان در گذشتههای دور آتشکده داشته است.
(نام بجستان که معرب بغستان است از بغ به معنی خدا گرفته شده و یاد آور بیستون، بغداد و فقستان بود که معنی آن «محل خدایان» است.)
...
آثار تاریخی گلپایگان
مسجد جامع
سجد جامع گلپایگان
از مساجد مهم تاریخی دوران سلجوقی و از مساجد بزرگ ایران زمین است که با توجه به تاریخ ساخت آن شاید بتوان گفت معماری ایرانی - اسلامی این مسجد الگویی بودهاست برای ساخت مسجدهای بزرگ دیگر بویژه مناطقی که در قلمرو حکومت سلجوقیان بودند.
مسجد جامع گلپایگان در سال ۵۰۸ هجری قمری، در دوران حکومت ابوشجاع محمدبن ملکشاه سلجوقی بنا شدهاست.
پیش از آن به استناد نام ابوشجاع که در کتیبه دور گنبد است، زمان ساخت مسجد گلپایگان را بین سالهای ۴۹۸ تا ۵۱۲ هجری قمری، یعنی دوران حکومت وی، میدانستند تا این که باستان شناسان با خواندن کتیبههای محراب دریافتند که بخشی از کتیبهها در زیر کف شبستان مسجد است و به احتمال قوی تاریخ بنا هم روی آن نوشته شدهاست.
چنین بود که تاریخ دقیق ساخت مسجد روشن شد.
مسجد جامع گلپایگان به دستور ابونصر ابراهیم بن محمد بن ابراهیم بابا عبدالملک ساخته شده و نام این شخص در ۲ جای مسجد، یکی در کتیبه دور گنبد و دیگری در حاشیه محراب درج شدهاست.
دیگر این که مسجد را یک معمار قزوینی به نام ابوعمر بن محمد القزوینی (معروف به بواسار کسرار) ساخته و نام او نیز در بالای محراب در زیر کتیبه دور گنبد، در ۲ سطح نقش بستهاست.
از دیگر آثاری که نام سلطان ابوشجاع محمد بن ملکشاه سلجوقی به یادگار روی آنها نقش بستهاست، عبارتند از: منار مسجد جامع ساوه به تاریخ ۵۰۴ هجری، مسجد جامع قزوین به تاریخ ۵۰۸ هجری، ۲ حجره در مسجد جامع دیار بکر ترکیه به تاریخ ۵۱۱ هجری و دیوار روبه روی شبستان مسجد اموی در دمشق به تاریخ ۵۰۳ هجری قمری.
مسجد جامع گلپایگان
پیش از تعمیر سال ۱۳۱۰ ه.ش
وقتی تاریخ ساخت مسجد گلپایگان را با تاریخ ساخت مسجدهایی دیگر که در دیار بکر، سوریه، قزوین و ساوه میسنجیم، میفهمیم که در یک دوره کوتاه چند ساله از سال ۵۰۳ تا ۵۱۱ هجری قمری چند مسجد در دوره حکومت سلجوقی و مناطق دور از هم بنا شدهاست که با توجه به این نکته از یک سو در مییابیم که حکومتها، در طول تاریخ، برای کسب مشروعیت و نشان دادن اقتدار و وسعت قلمرو خود به مسجد به عنوان یک رکن اساسی نگریستهاند.
از سوی دیگر شاید بررسیهای دقیق در شیوه معماری این مسجدها تشابهات قابل توجهی را نشان دهد.
این مسجد دارای صحن و شبستان وسیع و گنبد بزرگ آجری میباشد و متعلق به زمان محمد بن ملکشاه سلجوقی میباشد. ازخصوصیات مسجد و گنبد آن دارا بودن کتیبههای آجری متعدد و تزئینات فراوان دوره سلجوقی است.
در متن کوفی گنبد، نام محمد بن ملک شاه خوانده میشود و اطراف محراب بزرگ زیر گنبد در متن کتیبهای نام بانی آن بنای عظیم را، ابونصربن محمد بن ابراهیم آوردهاند. همچنین بر بدنههای مختلف شبستان نام بزرگان دین و جملات مذهبی را به خط کوفی آجری نوشتهاند.
در زمان فتحعلی شاه قاجار شبستانهای ساده طرفین گنبد و بناهای شرقی و غربی مسجد را احداث نموده و بر ساختمانهای گنبد عهد سلجوقی افزودهاند.
ساختمان گنبد عهد سلجوقی متعلق به اوایل قرن ششم هجری قمری است. صحن مسجد جامع گلپایگان بدون احتساب هشتیها، حجرهها و رواقها حدود یک هزار و ۶۰۰ متر مربع مساحت دارد و ارتفاع گنبد مسجد ۲۲ متر و ابعاد گنبد از داخل ۱۲ در ۱۲ متر است. یک حوض آب بزرگ و کم عمق نیز در وسط صحن مسجد قرار دارد که علاوه بر مکانی برای وضو گرفتن نمازگزاران بر زیبایی این مسجد افزودهاست.
سر در مسجد گلپایگان از سمت داخل محوطه رو به صحن با آجرهای آبی رنگ با جمله «یا علی» بصورت زیبایی مزین شده و شبستان اصلی مسجد جامع گلپایگان همچون سایر بناهای عصر سلجوقی فاقد کاشی کاری است. در کتیبه مسجد جامع که شرح نوشتهها به خط کوفی است، نام ابابکر صدیق، عمر بن خطاب، عثمان، علی ابن ابیطالب و طلحه و زبیر و عبدالرحمن بن عوف...آمدهاست.
(البته بعدها عده ای خواستهاند در اصل کتیبه دست ببرند و جملاتی را در رد و لعن ابابکر و عمر و عثمان و...در کنار کتیبه افزوده اند.)
محراب مسجد از دو بخش تشکیل شدهاست که در قسمت پایینی متصل به کف محراب و در قسمت بالای محراب کلمات «الله احد» و «الله صمد» به خط کوفی مشهود است.
آیاتی از قرآن کریم نیز در اطراف محراب بزرگ مسجد جامع گلپایگان به خط کوفی نقش بستهاست.
محراب مسجد جامع گلپایگان
شکارچیان گنج از جمله Lorenz korn و تیم همراهش (که به گلپایگان نیز آمدهاند)، با شگفتی از کتیبههای مسجد جامع گلپایگان یاد کردهاند. (منبع: مقاله Schatzsuche unter der Moschee شکار گنج در مسجد)
مسجد جامع گلپایگان در تاریخ نهم مرداد سال ۱۳۱۲، به شماره ۱۹۱ در فهرست آثار ملی (ایران) ثبت شدهاست.
در سند مربوط به مسجد جامع گلپایگان چنین آمده است:
نمره ۱۷۵۳/۵۲۴۳۸ دولت شاهنشاهی ایران، وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه
نظر به فصل اول قانون عتیقات مصوبه ۱۲ آبان ۱۳۰۹ شمسی، نظر به فصل اول نظامنامه اجرای قانون عتیقات مصوبه ۲۸ آبان ۱۳۱۱ شمسی، و نظر به پیشنهاد مدیر کل عتیقات ـ وزارت معارف مقرر میدارد:
بنای مسجد جامع گلپایگان که (...) بنای مرکزی آن در سلطنت محمد ولد ملکشاه سلجوقی (۴۹۸ و ۵۱۱ هجری قمری) / و قسمتهای دیگر در زمان فتحعلی شاه قاجار ساخته شدهاست، تحت نمره ۱۹۱ جزو آثار ملی به ثبت برسد.
سند را مدیر کل عتیقات و وزیر معارف امضاء کردهاند.
در کتاب «مرآت البلدان» یا «مرآت ناصری» تالیف «محمد حسن خان اعتماد السلطنه»، از این مسجد تاریخی یاد شدهاست.
...
دوپوش گنبد مسجد جامع گلپایگان مانند دوپوش گنبد مسجد جامع یزد و اغلب گنبدهای قرن هفتم به بعد، گسسته (و نه پیوسته) است.
دو پوش گنبد گاهی پیوسته و گاه گسسته است.
گنبدهای پیش از اسلام (و همچنین گنبد هایی مانند گنبد سلطانیه و گنبد مسجد شیخ لطف الله و گنبد خاگی مسجد جامع اصفهان)، دو پوش پیوسته است. چنانکه گاهی دو پوسته بی هیچ واسطه ای به هم متصل میشده و گاهی هم فقط صندوقه یا کندو و شیاره ای میان آنها فاصله بوده است.
در گنبدهای گسسته (مثل گنبد مسجد جامع گلپایگان)، گاهی دو پوسته در کلاله از هم فاصله میگیرند.
مسجد جامع گلپایگان در سال ۱۳۱۰ ه.ش. به سرپرستی آندره گدار فرانسوی تعمیر شده است.
استاد محمد کریم پیرنیا مولف «گنبد در معماری ایران»، «آشنایی با معماری اسلامی ایران»،...
بازار چهار سوق
واژه سوق یا چار سوق برگرفته از کلمه چهارسو در اصل محل تقاطع دو راسته اصلی و مهم بازار بود. در برخی موارد سوق را در محل برخورد دو راسته طراحی شده بازارقرار میدادند و به شکل فضایی به صورت چهارسو میساختند که به سبب موقعیت ارتباطی آن ارزشمند به شمار میآمد.
چهار سوی بازار اصفهان، بازار لار، بازار تهران، بازار کرمان، بازار تاشکند، بازار بخارا و چار سوی بازار گلپایگان از نمونههای خوب باقیمانده، به شمار میآیند.
اعرابی (عرب منهای اسلام)،که به سرزمین ما آمدند خیلی از واژههای فارسی را تغئیر دادند و چار سو را چار سوق (سوق به عربی یعنی بازار) تلفظ میکردند که خوشبختانه چا نیافتاد و مردم از دیرباز نام درستش (چار سو)
را تکرار نمودند.
چارسو (سوق) از نظر معماری از جمله عناصر و فضاهای مهم شهری و ارتباطی در بازارهای سنتی ایران محسوب میشود و از آن جا که بازارهای اصلی ایران غالبا به شکل خطی و در امتداد مهمترین معبر شهری شکل میگرفت، مهمترین بخش و عنصر اصلی یک بازار، راسته اصلی آن بود. (راستا بازار) علاوه بر سوق، راسته اصلی از مهمترین عناصر معماری در بازار ایرانی بود که در سادهترین شکل آن با دکانهای واقع در دو سوی آن شکل میگرفت.
در امتداد یک راسته اصلی، اصناف گوناگونی در دکانهای دو سوی راسته مستقر میشدند، به این ترتیب که هر صنف در بخشی از راسته اصلی جا میگرفت. در بعضی از شهرهای بزرگ دو یا چند راسته اصلی به صورت موازی یا متقاطع پدید میآمد. راسته فرعی، دالان و میدان نیز از دیگر فضاهای ارتباطی در معماری بازارهای سنتی ایران هستند که گاه دارای کاروانسرا نیز بودهاند.
سادهترین و کوچکترین، اما مهمترین عنصر و فضای بازار نیز حجره یا دکان است که محل اصلی عرضه انواع کالاها هستند و معمولاً حدود ۲۰ تا ۳۰ متر وسعت دارند و بسته به شرایط مختلف کوچک تر یا گاه بزرگ تر بوده اند.
بازار سنتی گلپایگان با دهانهای وسیع و طاق بندی و سقف ضربی آجری سبک بناهای سلجوقی را دارد.
چهار سوق از یک طرف روبروی مناره شهر گلپایگان و از طرف دیگر به مسجد جامع شهر راه دارد.
نزدیکی بازار و مسجد و نقش آن در جامعه قابل بررسی میباشد.
امروزه بازار جدید و بزرگ گلپایگان در اطراف بازار چهار سوق گسترش یافتهاست و این بازار تاریخی را احاطه کردهاست. مجموعه بازار سنتی گلپایگان بنابر سبک معماری و موقعیت جغرافیایی و سوابق تاریخی، بیانگر موقعیت تجاری با اهمیت منطقه بودهاست. اهمیت این بنا بیشتر از جهت سبک معماری وموقعیت مکانی که پل ارتباطی بین مناره گلپایگان و مسجد جامع میباشد حائز اهمیت است.
در احداث این بنا همچون بازارهای سنتی سایر شهرهای قدیمی از طاق آجری و تناسب ترکیب، فضاها و تعبیه فضاهای جانبی مانند تیمچه، قهوه خانهها (در واقع چای خانه ها) و نور طبیعی بدون حرارت و برودت استفاده شدهاست و تاریخ ساخت آن در حدود ۴۰۰ سال پیش برآورد شدهاست.
بازار سنتی گلپایگان شامل بازار مسگرها، کوزگرها، فرش فروشان، بازار گیوه دوزان، بازار اصلی و تعداد زیادی پاساژ میباشد.
بازار سنتی گلپایگان همانند بازارهای شهرهای قدیمی ایران دارای طاقهای گنبدی ضربی آجری با گوشههای جالب است و به آجرکاریهای دوران صفوی در بازار بزرگ اصفهان شباهت دارد.
پیشخوانها، درهایی که به شکل تختههای ضخیم چوب ساده در دو شکاف چوبی بالا و پائین جلوی دکان به دنبال هم ردیف میشدند، قفلهای پیچی که در همان گلپایگان ساخته میشد و صاحبان مغازه بعد از بستن در به آن فوت میکردند و قل هوالله میخواندند که دزد نبرَد...همه، در خاطرهها باقی است.
سبدها، تفتهای چلواری، چولاریها و کپه ها، دستاس، ترازوهای قدیمی، حساب سیاقی و دفتر و دستک دکان، چراغانی در نیمه شعبان، نصب چراغهای روغنی با روغن کرچک، فانوس نفتی هایی که شب بپا میشد و بوق سحر جمعش میکردند، نگهبانی سگها و سر و صدای داروغه ها... همه را کهنسالان از بازار قدیم گلپایگان تعریف میکنند.
تیمچه نیز به معنی کاروانسرا به معنی تیم کوچک یا کاروانسرای کوچک بوده است. اما در دوره معاصر به کاروانسراها یا سراهای کوچک و سرپوشیده، تیمچه میگویند. تیمچه فضای مناسبی برای عرضه کالاهای گرانبها مانند فرش، دور از آسیب باد و باران و آفتاب پدید میآورد. به همین سبب فضای تیمچهها، غالبا نسبت به کاروانسراها از لحاظ اقتصادی گران تر بوده و برای عرضه اجناس ارزان قیمت استفاده نمیشدهاست.
مناره آجری سلجوقی
مناره گلپایگان فانوس صحرایی جهان، راهنمای كاروانهای جاده ابریشم
مناره ۱۸ متری شهر گلپایگان که به آن «میل گلپایگان» هم گفته میشود، در زمره بلندترین منارههای قرن پنجم هجری قمری است. مناره گلپایگان در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۳۱۵، با شماره ۲۵۰ جزو آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. این بنا در سال ۱۳۱۷ -۱۸ مرمت شدهاست.
منار گلپایگان دارای دو در است و در درون آن پلکانی تعبیه شدهاست. قسمتهای پایین و بالای مناره مرمت گردیده و دارای کتیبه آجری است که این کتیبه به خط کوفی نوشته شده و فاقد تاریخ میباشد و متن کتیبه آن از آیات کلام الله مجید است.
این مناره با قدمتی حدود ۹۰۰ سال در برابر عوامل طبیعی (زلزله، باد، باران، سرما و گرما) سرفراز برجای ماندهاست و از جمله بلندترین منارههای ایران میباشد. دو راه پله دارد که بصورت دورانی با ۶۴ پله به بالای مناره میتوان صعود کرد.
این مناره از زمان سلجوقیان میباشد که ساختمان آن را احتمالا با ساختمان مسجد جامع و بازار چهارسوق همزمان میدانند. تا حدود چهل سال قبل، اطراف آن خرابه و چاله چوله بود که مردم گاهی از آنجا خاک میبردند و قطعههای ظروف سفالین شکسته نیز دیده میشد و آن محل را چالههای پامناره میگفتند. حول و حوش منار، خلافهای گوناگون صورت میگرفت و کلاً محل خوبی نبود...
بزهکاران که دعوا راه میانداختند ورد زبان شان این بود که «اگه راست میکی بیا پا منار»
در محل منار گلپایگان جای خندقی هم بود که یک قسمت آن را برای زمین ورزش صاف کرده بودند ولی اکنون فقط چند متری اطراف مناره را حصار نمودهاند. گفته میشود این مناره برای راهنمایی کاروانیان بوده و بالای آن چراغ نصب میکردهاند و در جنوبی چهارسوق از جلوی مناره شروع میشدهاست.
کتیبه مناره شهر گلپایگان آیه ۵۳ سوره زُمَر
فعلاً خیابان، گودتر از سطح پای مناره و بازار چهارسوق است. در داخل منار و بالای راه پلهها در میان اشعار و یادگاریهای نوشته شده، این شعر هم دیده میشود:
منار است و نشان باستان است
چه تاجی بر سر گلپایگان است.
دریغا کاین نشان آسمانی
که «کو...»ش بر زمین و سر بر آسمان است.
زیر این شعر امضاء شده بود: «سید علی آقا ابطحی اهل گوگد و ساکن تهران»
دو شیر قبلا در محل پاشیرا نزدیک مقبره باباعبدالله در کنار جاده قافله و ابتدای کوچه حکومتی بودند. میدان پاشیرا نسبتا وسیع و دکه بازی و ورزش بچههای محل بود و براین شیرها که وسیله سرگرمی بچهها بود سوار میشدند و بازی میکردند. بعد از خیابان کشی چون خیابان چند متری از جاده قافله فاصله پیدا کرد و زمینهای اطراف پاشیرا را با قسمتی از جاده قدیم به مالکین آن حدود دادند و میدان پاشیرا را هم گودبرداری نمودند که رختشوی خانه بسازند. شیرهای سنگی را با تخته و گرده چوب و غلطک که بوسیله دو گاو نر کشیده میشد، تک تک به پای مناره منتقل کردند.
از دو شیر سنگی امروز، یکی تنها شده و در زیر سایه مناره سلجوقی در فراق دوست بسر میبرَد. یکی از شیرها را چند سال قبل در شبی دزدیدند و الان تنها یک شیر در پای منار است.
شیرهای به این سنگینی که با غلتک و ۲ گاو نر آوردند معلوم نشد چطور بردند و هنوز هم اثر آبادی از آن نیست. گویی آب شده و زیر زمین رفته است..
البته خود منار در امن و امان است، چون برای دزدیدن آن اول باید چاهش را کند !
عکس قدیمی از مناره گلپایگان
ارگ تاریخی گوگد
ارگ تاریخی گوگد از بناهای بزرگ خشت و گلی ایران است که زمان ساخت آن به حدود چهار قرن پیش میرسد. تنها سند مکتوبی که از این بنا موجود است متعلق به حدود ۱۳۰ سال پیش است که نشان میدهد نصف بنای ارگ توسط شخصی به نام علیخان به عنوان مهریه به همسرش واگذار شدهاست و از آن پس به عنوان ارگ علیخانی نامیده شدهاست.
ارگ گوگد در زمان صلح به عنوان کاروانسرا مورد استفاده قرار میگرفته و با توجه به وضع و موقعیت ویژه خود نسبت به کاروانسراهای مجاور، محل استراحت کاروان تجار سرشناس و یا حاکمان و والیهای سایر ایالات ایران بودهاست و حتی به استناد اظهارات افراد مسن شهر گوگد، آقا محمدخان قاجار نیز در لشکرکشیهای خود چند روزی را در این محل اُتراق کردهاست.
ارگ تاریخی گوگد در زمان جنگ و حمله اشرار به عنوان دژ نظامی مورد استفاده قرار میگرفته و در بالای درب ورودی شمالی قسمتی به عنوان شاهنشین وجود داشتهاست که هماکنون به عنوان سوئیت ویژه مورد استفاده قرار میگیرد و حوض آبی در این شاهنشین وجود دارد که هر زمان درب توسط مهاجمین آتش زده میشد محافظین با تخلیه آب حوض آتش را خاموش میکردهاند.
ارگ تاریخی گوگد از بناهای بزرگ خشت و گلی ایران
همچنین سوراخهایی روی دیوارهای مرتفع وجود دارد که از آن به عنوان سیستم امنیتی هشدار دهنده استفاده میشد به این صورت که کبوترهایی را در این سوراخها اسکان میدادهاند که شبها با بیقراری و سر و صدای این کبوتران متوجه ورود مهاجمان توسط قلاب و یا نردبان میشدند.
از طرفی چاهی در قسمت جنوب شرقی ارگ وجود دارد که نشان میدهد برای روزهای مقاومت فکر آب آشامیدنی نیز میشدهاست.
بر روی در ورودی ارگ دو درکوب وجود دارد که بزرگتر را مردکوب و کوچکتر را زن کوب مینامیدهاند. که برعکس بقیه مناطق ایران زنکوب در سمت راست قرار گرفتهاست.
در ساختمان ارگ وجود بنا در اطراف و فضای باز در وسط، همچنین وجود طبقات پائین و بالا نشان از معماری کاروانسرایی دارد که بیانگر رعایت نظام طبقاتی در اجتماع آن روز است به این صورت که استر و استربانان در طبقه پایین و در مجاورت هم و بازرگانان و افراد شاخص در طبقات بالا مسکن میگزیدهاند که این فضاها پس از بازسازی هم اینک به عنوان مهمانسرا با امکانات مدرن شامل سوئیتهای زیبا با سرویسهای بهداشتی، رستوران و... پذیرای گردشگران ایرانی و خارجی است.
|
یکی دژ برآمد ز راه نخست |
ز رزم آوران نام آن را بجست | |
|
شنید این سخن نام دژ گوگد است |
در او ایمن از هرچه دیو و دد است |
هفدهتن
بقعه هفدهتن در گلپایگان
امامزاده هفدهتن از ابنیه قرن یازدهم هجری است که در زمان شاه عباس اول صفوی احداث گردیده و به شماره ۲۹۰ آثار باستانی به ثبت رسیده است.
بقعه هفدهتن بر طبق کتیبه سر در آن در سال ۱۰۳۲ هجری قمری ساخته شدهاست. بر روی بنای هشت گوش گنبد کاشی کاری باشکوهی قرار گرفتهاست که از لحاظ ساختمانی و تزئین کاشیکاری بسیار جالب و زیبا است.
در وسط حیاط هفدهتن دم در ورودی به طرف شیر سنگی که سرش را شکستند و بردند ـ کتیبه کاشی معرق نفیسی هست و دم در، چوب منبت کاری شده زیبایی به چشم میخورد که کار استاد عبدالحسین (پدر اوسا علی آقا معظمی) است.
روی این چوب، آیات قرآن و گل بوته به شکل پنجره احداث شده و قسمتهای فاصل بین آیات قران و گل و بوته رابه کلی بریده و حذف کرده اند، از این حیث یکی از شاهکارهای منحصر به فرد دوران گذشته به شمار میرود.
در داخل حرم (دور گنبد) کتیبه منظوم ارسی مفصلی در چاپلوسی و مدح شاه عباس اول صفوی نوشتهاند.
امامزاده هفدهتن ۴ درب و ۳ سرراهی زیبا و با عظمت دارد که در اطراف آن کتیبه زیبایی به خط غیاث الدین علی جوهری شیرازی نوشته شدهاست.
بقعه از جمله کارهای بسیار زیبای معماری عهد صفویه و به دستور سردار امامقلی خان ساخته شدهاست و دارای کاشیکاری معرق و منقوش و دارای کتیبه به خط کوفی است.
طبق شجره نامه موجود در اداره اوقاف و هفدهتن (که بینیاز از نقد و پژوهش نیست)، افرادی که در این محل مدفون اند عبارتند از: امامزاده ابو الحسن فرزند امام حسن مجتبی (ع)، سلطان اسماعیل فرزند امام جعفر صادق (ع)، صالح و قاسم فرزندان جعفربن علی (ع)، عباس و حسین فرزندان حضرت موسی بن جعفر(ع)، شهربانو و حلیمه و صفورا دختران حضرت حضرت موسی بن جعفر (ع)، علی اکبربن علی بن حسین (ع)، محمد بن محسن بن علی بن حسین(ع)، محمود و محسن و عبدالله بن یحیی بن امام موسی الکاظم (ع)، موسی و مظفر فرزندان جعفر طیار، اسحق فرزند ا براهیم که مشخص نیست ابراهیم مزبور به کدام امام منتسب است.
در گلپایگان شایع است که سرهای شهیدان (هفده سر) در شیراز به نزد حاکم وقت برده شده که با واقعیتهای تاریخی خوانایی ندارد.
در گذشته (پیش از آنکه دستبردی صورت گیرد) بالای در ورودی حرم، سنگ رُخامی بود که بر روی آن با خط زیبا در مدح علی بن ابطالب شعری از حکیم شفائی اصفهانی نوشته شده بود:
آنکه مهر نبوتش خوانی
نقش پای علی ست گر دانی
__________________________
موقوفات هفدهتن
هفدهتن دارای موقوفات مهمی در زمان امامقلی خان پسر اللهوردیخان سردار معروف شاه عباس که لقب امیرالامرائی و قوللر آغاسی داشت و سالیان درازی حاکم فارس و لارستان و جزایر جنوبی ایران بود. او توانست پرتغالیهای اشغالگر را از جزیره ایرانی (هرمز) بیرون کند، وقف نامه مفصلی داشته و امروز فقط وقف نامه معروف به خدیجه خانم در دست است که با خطی فوق العاده زیبا نوشته شده و رقبات زیادی را وقف امامزادگان کرده و حتی متولی آنرا تعیین کرده که خلاصه آن چنین است:
‹‹وقـف صحیـح شرعی و حبس مخلد برعلی امام واجب التعظیم نمود›› وقف نـامـه میگوید:
به امر قبله عالم و زبده بعضی از اولاد بنی آدم اعنی پادشاه جم جاه ملایک پاسبان پادشاه طهماس دام ظلله العالی امام قلی خان وقف نمود تمامی باغچه حرم و میدان اقباق مع حمام و درب امامزاده و یک سُبع از مزرعه خم پیچ را از املاک و باغات و رشته قنات بالا و پائین مع آنچه در مزرعه مزبور میباشد... غفران پناه سلاله السادات، شرف الدین میر محمد متولی نسلاً بعد نسل بر اولاد میر شرف الدین محمد مسمی به میرزا جعفر برکف باکفایت عالی حضرت السید النجیب الحسیب میر شمس الدین، محمد مادامی که در قید حیات باشد.
__________________________
کتیبههای سر درب و بیرون و داخل بقعه هفدهتن
کتبیه سردرب حیاط امامزاده به طرف شمال، به خط ثلث با کاشی معرق زرد رنگ، بر متن لاجوردی سیر: (این کتیبه همانند کتیبه طولانی زیر گنبد، اگرچه با نام خدا و پیامبر و آل علی (ع) آغاز شده، پر از چاپلوسی نسبت به شاه صفوی (جانشین خدا در زمین و قهرمان آب و خشکی...) است.
الحمدالله الذی منه التائید و الیه الانتها و الصلوه والسلام علی خاتم الانبیاء الاصفیا محمد المصطفی وآله، سیماالمرتضی علی و... العصومین و بعد فقد امر بعماره هذا الروضه المنوره فی الایام خلافه خلیفه الله فی الارضین قهرمان الماء الطین ابوالمطفر شاه عباس الحسینی الصفوی بهادرخان خلدالله تعالی ملکه و سلطانه و افاض علی العالمین بره واحسانه الخان العادل امیرالامراء فی الزمان، ناشرالمعدله والبروالاحسان امامقلی خان ایده الله تعالی ضلاله العلی الی انقراض الزمان فی، ۱۰۳۳.
کتیبه بالای ایوان امامزاده به خط ثلث سفید بر متن لاجوردی باکاشی معرق
قال الله سبحانه تبارک و تعالی و الذین آمنوا وعملوالصلحات فی روضات الجنات لهم ما یشاوون عند ربهم ذلک هوالفوز الکبیر، ذالک الذی یبشر الله عبادالذین آمنو و عملوالصالحات قل لااسئلکم علیه اجرالاللموده فی القربی و من یقرف حسنه یزوافیها حسبان الله غفور شکور صدق الله فی ۱۰۳۱،
در دو طرف ایوان به همان سبک در دولوحه مربع عبارت ذیل نوشته شدهاست:
‹‹غلام با اخلاص پادشاه›› سمت راست ‹‹دین پناه امام قلی خان فی ۱۰۳۲›› سمت چپ در آوردند، متضمن سوره هل اتی (سوره انسان)، است، از ابتدا تا انتها جز دوکلمه آخر که گویا جا نبوده و نوشته نشدهاست.
کتیبه روی سنگ معجر در ورود به حرم به خط نستعلیق گل و بوته دار برجسته:
زنده یاد جاج ابوالقاسم مهاجری که اذان معروفش در مسجد حاجی، اذان موذنزاده اردبیلی را تداعی میکرد و، زنده یاد حاج آقا تقی میثمی که به خاطر صدای ملکوتیاش همانند عندلیب تولایی در خاطره مردم گلپایگان همیشه زنده است، اشعار کتیبههای هفدهتن را برای مردم میخواندند. آشیخ، فرزانه مرد نابینایی که در هر ماه رمضان در مسجد جامع گلپایگان، دعای «یا علی یا عظیم یا غفور یا رحیم» را میخواند نیز .
منبت کاری جلوی در ورودی هفدهتن
کار استاد عبدالحسین معظمی
گلپایگان، ضریح هفدهتن
بقعه ناصر بن علی
درقسمت شرقی هفدهتن و در فاصله چند متری آن است. در مورد شهادت ناصربن علی شایعاتی وجود دارد که سنگدلی قاتلین او را میرساند. مردم میگویند کسانی که او را شهید کردهاند (شهریار و دار و دسته اش)، از ایادی خلیفه عباسی بودهاند و در نهایت بی رحمی ناصربن علی را زنده لای جرز دیوار گذاشته و شهید کردهاند. این بقعه نیز توسط امامقلیخان سردار لایق دربار صفویه ساخته شده که بعداً تعمیر گردیدهاست.
شهر باستانی آذرآباد
آذرآباد که به دوران ساسانیان مربوط است، یادآور نیاکان زردتشتی ما است که به آتش (آذر) به چشم احترام مینگریستند. این شهر امروز در منطقه ورزنه گلپایگان (گلشهر) و در فاصله ۲۵ کیلومتری گلپایگان قرار دارد. برخی آذرآباد را نام قدیم ورزنه امروزی که بخشی از شهرستان گلپایگان است میدانند.
امامزاده ابوالفتوح در وانشون
روستای زیبای وانشون در گلپایگان
بقعه زیبای امامزاده ابوالفتوح سلیمان بن موسی بن جعفر(ع)، که جاذبه هایش کمتر از روستای معروف ابیانه نیست، در ۱۲ کیلومتری گلپایگان، در روستای وانشان (وانشون) قرار دارد که با توجه به کتیبه داخل حَرم، به قرن دهم هجری مربوط میشود.
برفراز بقعه چهارگوش آجری گنبدی هرمی و دوازده ترکی کشیده شدهاست که از زیبائی خاصی برخوردار است.
روی صندوق آیاتی از قرآن مجید نوشته شده و کلمه «صندوق شاه حسین فرید ونشکوه» دیده میشود.
در میان دیدنیهای وانشان (بابادودورشاه، لمبی، مورا، دزی، دیگا، کوه محد حیدر، قلعه جمال، حسن آباد، سدکرا، مقبره بهلون، برج حاج فرج الله و مزرعه امیریه) ـ امامزاده ابوالفتوح، جایگاه ویژهای دارد.
فضای داخلی گنبد (گنبذ) دارای یک صندوق چوبی منبت کاری شده بسیار نفیس است که در حال حاضر ضریح روی آن قرار گرفته است.
زیر سقف چوبی نقاشی و خوشنویسی زیبایی با خط نستعلیق دیده میشود که کار استاد محمود نجار و استاد یوسف خوانساری است.
درب قدیمی امامزاده ابوالفتوح که یکبار در سال ۱۳۰۹ زراندوزان یهودی به آن طمع کردند، شاهکار منبت کاری در زمان شاه تهماسب صفوی است.
در متن عربی زیارتنامه این امامزاده (در سطر پنجم زیارتنامه که در حرم است)، کلمه فارسی شاهزاده به چشم میخورد.
این زیارتنامه قدیمی، در سال ۱۳۵۱ با خط زیبای محمد صانعی خوانساری مجدداً خوشنویسی شدهاست.
السلام علیک یا سیدی وابن سیدی یا شاهزاده ابوالفتوح...
شمعون کلیمی و در عتیقه شاهزاده ابوالفتوح
کوچه ای در روستای زیبای وانشون
در سال ۱۳۰۹ هجری شمسی شخصی به نام شمعون کلیمی برای خرید درب عتیقه شاهزاده ابوالفتوح روستای وانشان به خادم آن مراجعه میکند و ایشان هم حکم شرعی فروش دربها را از روحانی محل (مرحوم آیه الله شیخ محمد صادق علامه) میپرسد،
کهنسالان نقل کردهاند که ایشان پاسخ میدهد :اگر این درب قابل استفاده نیست، فروش آن مانعی ندارد و باید پول آن را خرج تعمیر و مرمت زیارتگاه شاهزاده ابوالفتوح کنید..
پس از این فتوا، درب امامزاده به فروش میرسد. اما بعد از مدتی شمعون هنگام خروج از مرز ایران، گیر میافتد و در بازجویی میگوید که این در را از خادم زیارتگاه شاهزاده ابوالفتوح خریده است.
ماموران حکومتی به خادم شاهزاده ابوالفتوح مراجعه میکنند او هم میگوید: من به حکم مجتهد محلمان این درب را فروخته ام و سرانجام شیخ محمدصادق علامه را برای محاکمه به اراک احضار میکنند. این محاکمه سالها طول میکشد و در نهایت در تاریخ ۵ فروردین ۱۳۱۹ دادگاه استان تهران به این دلیل که معامله درب امامزاده سال ۱۳۰۹ صورت گرفته و درب امامزاده دراول آذر سال ۱۳۱۰ درفهرست آثار ملی ثبت شده، روحانی مزبور را تبرئه میکنند.
هیئت دادرسان شمس الدین امین علائی و محمدحسن خاتون آبادی بوده و پرونده مزبور در وزارت دادگستری شماره ۵۸۱۰/۱۸ دارد.
بقعه باب شیخ / دره شهیدان / گوشه
باب شیخ در دل کوه، نزدیک دره شهیدان
در دامنه ارتفاعات کوه الوند در شمال شهر گلپایگان کمی بالاتر از معدن سرب بقعه ساده و بی الایش باب شیخ (بابا شیخ) قرار دارد. دره شهیدان و گوشه هم در همین مسیر است.
صالح پیغمبر
این زیارتگاه در در قله کوه واقع شدهاست. در گذشتههای دور راه برای صعود به قله کوه وجود داشته و امروزه از زیر قله به دامنه کوه شیبی بسیار تند مانند دیواره سنگی وجود دارد و صعود به آن یکی از مشکلات کوهنوردی است.
در افواه شایع است که آجرها را پشت بز میبستند و از راهی که امروزه صاف و پرتگاه شدهاست به قله کوه حمل میکردهاند. در زیر کوهپایه، تخته سنگ عظیمی است که شبیه به شتر خوابیدهاست. مردم پاک و خوش قلب آنرا «ناقه صالح» میپندارند و جالب آن است که داستان مشهور سامسون و دلیله (درباره صالح پیغمبر) بین مردم رواج دارد.
امامزاده عمران ابن علی
بقعه امامزاده عمران ابن علی در گوگد قرار دارد. در گوگد مردم معتقدند که این بقعه بسیار قدیمی است. درهای ورودی این بارگاه، ارزش زیادی داشته است و گویا در محل دیگری نگهداری میشود. این بنا در ۲۰ سال گذشته بازسازی شدهاست.
ظرف آتشدان مفرغی
یکی از اشیاء باستانی گلپایگان (که در موزه ایران باستان نگهداری میشود)، ظرف آتشدان مفرغی ۶ ضلعی است به بلندی ۷۱ سانتی متر و گشادی دهانه بالا ۹۴/۵ سانتی متر. این آتشدان دارای سه پایهای به شکل پنجه پای شیر است و سه دستگیره نیز دارد. از آثار قرن سوم یا چهارم هجری است که نام جرفادقان هم شبیه کتیبههای قدیمی به زبان عربی بر دسته آن کنده کاری شدهاست. آیا این آتشدان، متعلق به آتشکده پیش از اسلام است؟
قلعه وداغ در گلپایگان
قلعه باقر خان
در شمال شرقی گلپایگان و در دشت باباعبدالله قلعهای وجود داشت که در جنگها مورد استفاده قرار میگرفت و به مرور ایام خراب شد. گرچه اکنون در حوالی قلعه کشت و زرع میشود اما، هنوز آثار آن پابرجا است. باقرخان از سواران دلیر و سرکرده فوج گلپایگان بود. دیگر قلعههای شهر عبارتند از:
قلعه ادیب (پشت بارو)، قلعه قدسی، قلعه سر رباطان (سلواتون)، قلعه اسفنجه، قلعه گبری، قلعه رکابدار، قلعه اختخوان، قلعه حسن فلک، قلعه حسن آباد، قلعه وداغ (تپه تاریخی و دیدنی روستای وداغ که در زیر آن تمام امکانات زندگی پیشینیان شامل حمام و سرداب با استفاده از اصول معماری حیرت انگیز بنا شده بود.)...
رودخانه گلپایگان (رود قبله)
رودخانه گلپایگان که از ارتفاعات زاگرس در مجاورت سرشاخههای زاینده رود و دز سرچشمه میگیرد اصلیترین شبکه زهکش منطقه را تشکیل میدهد.
این رودخانه علاوه بر اینکه مهمترین منبع تأمین آب شهرستان گلپایگان محسوب میگردد وظیفه تخلیه سیلابهای حوضه را نیز به عهده دارد. همچنین حجم زیاد از منابع شن و ماسه را برای منطقه فراهم میکند.
بیشه زارهای اطراف رودخانه از در بند کوچری تا انتهای دربند در دراز به فاصله بیش از ۲۵ کیلومتر، اکوسیستمی بی همتا و اصلیترین مرکز طبیعی گردشگری را برای گذران اوقات فراغت مردم شهرستان گلپایگان ایجاد نموده است.
اطراف رودخانه گلپایگان از محل صفر احمد تا دربند در دراز به طول بیش از ۲۵ کیلومتر دارای بیشه زارهای سرسبز و متراکمی از انواع درختان تبریزی سپیدار، چنار بید، زبان گنجشک، سنجد، گز، نسترن، قیچ، اشک ارژن و انواع علفهای هرز مانند نی، مرغ، شیرین بیان، تلخ بیان، پونه، ترشک، چگن، خارشتر انواع خار و دیگر گیاهان خودرو بوده و در تراسهای و ماندرهای آن به غیر از کاشت انواع محصولات زراعی، و صیفی درختان مثمری چون با دام، گردو زردآلو، سیب، آلوچه، آلبالو، به، انگور و آلو کاشته شده است.
در این بخش آب رودخانه دائمی بوده به همین سبب انواع ماهیان رودخانهای و کپور ماهیان، بخصوص در نواحی عمیق و محل بندهایی که آب را به مزارع و روستاها میرسانند زندگی میکنند.
این رودخانه که از کوههای جنوبی خوانسار هم میگذرد، پس از گذشتن از گلپایگان لعل بار (اناربار) نامیده میشود و مازاد آن در مشرق شهرستان قم به مسیله میریزد. «پل قاضیید»، با پایههای سنگی و طاقهای آجری که در سیلابهای عظیم سالهای ۱۳۱۳-۱۴ گلپایگان را نجات داد، روی همین رودخانهاست. روی رودخانه مزبور، در نزدیکی قریه اختخوان از توابع گلپایگان سد مهمی بستهاند.
رود گلپایگان رودخانه مهم این شهرستان است که در کتابهای جغرافیایی رود قبله نیز نامیده میشود. این رودخانه از این جهت رود قبله نام گرفته که جهت جریان آب آن رو به قبله (از جنوب باختری به شمال خاوری) است. شاخهها یا شعبات این رودخانه از خاور کوه سفید (شمال گردنه پس گله)، کوه دره روغنی در شمال باختری روستای خلعت پوشان، بلندیهای مشرف به روستای مغاندر و کوه قبله واقع در جنوب باختری آبادی آغچه (آقچه یا آخچه) سرچشمه میگیرند. این مناطق همگی جزو منتهیالیه شمال باختری شهرستان فریدن هستند.
دیگر آثار قدیمی گلپایگان
کاروانسرای طور در روستای دُر که شباهت زیادی با مهمانسرای عباسی شهر اصفهان دارد،
باغ برج علی اکبری در سر رباطان،
خانه احمدی،
حمام ملا اسدالله،
مسجد حجتالاسلام،
پل قاضی زاهد،
حمام بابا عبدالله،
خانه معظمیها و خانه شجاع نظام در سر رباطان،
حمام حاجی از دیگر آثار قدیمی گلپایگان است.
کفترخانههای گلپایگان
گلپایگان براستی دیدنی است، این شهر در میان دشتی که از همه سو به کوههایی بلند منتهی میگردد قرار دارد. تمامی دشت از درختان پوشیده شدهاست، در میان باغات، کفترخانه (کبوترخانه)های متعددی وجود دارد.
کبوتر خانهها، بناهای خشتی بزرگی هستند که توسط کشاورزان بنا میشدهاند. این بناها دارای تیرهای چوبی متعدد در ناحیه فوقانی و شبکه لانه زنبوری و متخلخلی در بخش داخلی خود هستند که مکان مناسبی برای زندگی کبوتران است. کبوترها برای تغذیه از آفات مزارع استفاده میکردهاند و فضولات آنها نیز بعنوان کود در مزارع کاربرد داشتهاست..
نمای داخلی کبوترخانه
همچنین کشاورزان برای تغذیه خود نیز از تخم کبوترها استفاده میکردند. این روش نگهداری از مزارع، بسیار مترقی است.
معمار ایرانی به دلیل نگاه عالمانه به اقلیم و علم زیست شناسی، عجایبی حیرت برانگیز و ماندگار را در این سیاره خاکی تحت عنوان کبوترخانههای ایرانی خلق کردهاست.
معماری داخلی کبوترخانهها استثنایی است؛ عظمت این بناها هم به سبب گستردگی و شکوه و هم به سبب تنوع در فرم اعجاب برانگیز است و این بناها مانند سایر آثار معماری ایرانی هم از عملکرد وافر و هم از فرم زیبایی پیروی کردهاست.
طراحی و عملکرد کبوترخانه ها، بسیار جالب و عالمانه بوده، به گونه ای که در جذب کبوتران و خلق زیستگاهی امن برای کبوتر، حیرت برانگیز بودهاست.
کبوترخانهها مانند دژ نظامی در برابر همه دشمنان کبوتر که کم هم نیستند، مقاوم و نفوذ ناپذیر بودهاست.
ساختار معماری کبوترخانه به گونه ای بوده که نه تنها پرندگان شکارچی مانند قوش، جغد و کلاغ، بلکه هرگز پرندگان مهاجم را نیز درون برجها راهی نبودهاست؛ چرا که نحوه ساخت این کبوترخانه به گونه ای بوده که امنیت همراه با آرامش و آسایش کبوتران را تأمین میکردهاست. دقت در اجرای این برجهای کبوتر، به حدی بودهاست که درصد اشتباه ورود پرندگان مزاحم را به صفر میرسانیده، چرا که اگر حتی یک مورد پرنده یا حیوان مهاجمی به درون این کبوترخانه راه مییافت، هرگز هیچ کبوتری احساس امنیت نمینمود و کبوترخانه خالی از حضور کبوتران میشد.
فضای داخلی کبوترخانه گاهی محل تجمع حدود ۲۵ هزار کبوتر میشد. آشیانهها آن چنان زیبا و منظم با مدولهای یک شکل و از مصالح کاهگل ساخته شده بود که در تابستان بسیار خنک و به گونه ای بودهاست که باد در فضای آن جاری (بادگیر) بوده و برعکس در زمستان گرم و از وزش بادهای سرد محلی در امان بودهاست. همه این تمهیدات منجر به خلق این شاهکارهای معماری یعنی کبوترخانههای ایرانی شدهاست.
قطر سوراخهای ورودی کبوتران به داخل برجها به اندازه ای ساخته شدهاست که تنها کبوتران میتوانستند وارد آن شوند و پرندگان مهاجم قادر به ورود به داخل آن نبودند. جالب توجه این که برای دقت یک اندازه بودن قطر سوراخهای کبوتر بویژه در کبوترخانههای سبک گلپایگان از تنوشه (لولههای سفالی) استفاده میشده تا سوراخها یکسان اجرا شود؛ نه بزرگتر بود که پرندگان مهاجم وارد شوند و نه کوچکتر که کبوتران بزرگتر نتوانند وارد کبوترخانهها شوند.
دیگر از تجهیزات دفاعی کبوترخانههای ایرانی تمهیداتی بوده که در مقابل ورود گربه و روباه و تا حدی آدمیزاد و نیز مار و موش اعمال میشدهاست. موش گرچه مستقیماً دشمن کبوتر نبوده، اما با کانال سازی در زیر پی ها، برجها را خالی و سوراخ میکرده و راهی را برای ورود سایر حیوانات شکارچی واز زیرزمین برای نفوذ مارها فراهم میساختهاست.
دیگر از تمهیداتی که ایرانیان در دفع دشمنان کبوتر و جذب کبوتران در کبوترخانهها اندیشیده بودند عبارت بود از استفاده از بوی برخی از جانوران مانند گرگ و کفتار و بوی برخی از گیاهان مانند کندر و سراب برای محافظت کبوتران.در برخی از کبوترخانههای ایران از جمله روستاهای گلپایگان سر گرگ و کفتار را در کبوترخانه میگذاشتند که هنوز هم تا این اواخر سرکفتاری در کبوترخانه رباط ابوالقاسم گلپایگان مشاهده میشد.
معماری زیبای کبوترخانههای ایرانی، همراه با عملکرد اقتصادی آن یعنی کارخانه ساخت مرغوبترین کود شناخته شده در جهان بر کسی پوشیده نیست. از علوم دیگر در ساخت برجهای کبوتر همچون استفاده از دانش فیزیک با توجه به اصل تشدید ( رزنانس) به منظور توجه و پرواز همزمان دسته جمعی حدود ۱۴ هزار تا ۲۵ هزار کبوتر در اثر برخاستن ناگهانی که ارتعاشات بسیار قوی را به دنبال دارد، عالمانه بهره برده شدهاست. هندسه و ریاضیات به خاطر به حداکثر رساندن سطح در حجمی ثابت و بهره گیری از اصول زیباشناختی آن چشم گیر است.
طراحی و انتخاب سایتهای دایره ای برای ساخت کبوترخانه با فضاهای تو درتو در مقاومت بالای آن نقش داشتهاست. نقل شدهاست که مارها قادر به بالا رفتن از سطوح منحنی مانند استوانه نیستند.
توجه به ابعاد طرح توسعه افقی و عمودی و ساخت کبوترخانههای پلکانی و طبقه طبقه بودن بنا، راحتی بازسازی و مرمت را به دنبال داشتهاست. در مناطق گرم و خشک که حضور آب جاری امکان پذیر نبوده، با احداث چاه و ایجاد جایگاههای «آبشخور» امکان استفاده کبوتران از آب را فراهم میساختند.
گزارش برنامه:
45/8 در پارک لاله وزووان برای صرف صبحانه
35/9 حرکت بعد از صبحانه
18/10 ورود به گلپایگان
دست راست ورودی گلپایگان 9 معدن طلا وجود داشت که فقط از 2 معدن آن بهره برداری می شد و علت آن این بود که برای استفاده و بهتر برداشت کردن و تسریع در کار باید سیانور داخل آب های اطراف معدن ریخته می شد که این عمل باعث آلوده شدن آب های زیرزمینی و آب مصرفی می شد.
17/11 کنار جاده توقف کوتاهی داشتیم برای دیدن قلعه وداغ یا فیلاحض. این قلعه مربوط به دوران سلجوقیان است که باقرخان از سواران و سرکرده قوج گلپایگان بوده است. این قلعه که در دشت بابا عبدالله قرار دارد، برای جنگ ها نیز مورد استفاده بوده.
ساعت 30/11 به ازگ تاریخی گوگو رسیدیم. این ارگ در قرن 17 و در زمان زندیه بوده و همچنین دومین بنای خشتی عظیم ایران بعد از ارگ بم است. این ارگ قدیمی به منظور کاروانسرا، قلعه برای زندگی و دفاع از شهر ساخته شده است. این قلعه دارای جبهه ی شمالی شاه نشین و جبهه ی جنوبی ورودی قلعه بوده است. در طبقه دوم درست در وسط قلعه سمت جبهه ی شمالی اتاق شاه نشین تعبیه شده بوده. خاصیت منحصر به فرد این اتاق این بوده است که وسط آن حوض آبی قرار داشته که در مواقع جنگ در صورت آتش زدن درب ورودی زیر اتاق، از آب این این حوض برای خاموش کردن آتش استفاده می کردند. این ارگ در سال 1378 توسط شرکت آئین آسایش احیاء و مرمت شده است.
بعد از صرف نوشیدنی و توضیحات خانم الدوز ازلی ساعت 35/12 از قلعه خارج شدیم.
22/13 در کنار روستایی به نام فغستان توقف کردیم. سمت راست جاده پلی پنج دهانه وجود داشت که از زیر آن رودخانه ای می گذشت که سرچشمه ی آن از قله ی الوند و رودخانه ی سرخ بود. در کنار این پل دهانه ی جداگانه ای وجود داشت که در مواقع ضروری، به خصوص کم آبی، بقیه ی آب رودخانه به این دهانه ی کناری هدایت می شده و از تجمع آب در آن استفاده ی بهینه می کردند. این پل مربوط به زمان صفویه بوده و به دلیل نبود آب در زیر این پل قدیمی نیزار وسیع و بلندی آنجا را پر کرده بود. کنار جاده که رسیدیم از دور، رشته کوه الوند پدیدار بود. دامنه ی برف نشسته اش عظمت او را دوچندان کرده بود. سمت چپ جاده دقیقاً روبروی پل کنار مزارع کشاورزی کبوترخانه ای قرار داشت که مربوط به دوره ی سلجوقی بود. حدود 57 کیلومتر خانه که در میان باغات قرار دارند، به شکل شبکه ی لانه زنبوری و مکعب مستطیل ساخته شده اند.
ساعت 35/14 بعد از اتمام غذا در یک رستوران به طرف مسجد جامع گلپایگان حرکت کردیم؛ البته به دلیل دزدیده شدن سنگ ها و کاشی های قدیمی این مسجد، درب آن بسته بود و ما موفق به دیدن داخل آن نشدیم. این مسجد قدمت 900 ساله دارد و مربوط به دوران سلجوقیان است. همچنین دارای گنبد زیبا و گچبری های منحصر به فرد در سال 508 هجری قمری که توسط ابوشجاع محمد بن ملکشاه سلجوقی بنا شده است. بعد از آن به دیدن مناره بلند شهر که آن نیز متعلق به همان دوران است رفتیم. او تنها فانوس صحرای جهان به طول 18 متر به نام میل گلپایگان معروف است که دارای 64 پله می باشد. در قدیم این مناره نه تنها نشانه ی شهر بوده بلکه همانند یک فانوس در آن آتش روشن می کردند و راهنمای صحرانوردان و مسافران صحرا بوده است. بعد از آن بلافاصله به دیدن مکانی به نام امامزاده هفده تن رفتیم. این مکان در عهد صفویان بنا شده و دارای گنبدی با کاشیکاری زیباست که متعلق به سال 1032 هجری قمری است. یک بنای هشت گوشه است که در وسط حیاط هفده تن درب ورودی است که یک شیر سنگی سرشکسته قرار دارد. درب ورودی به این مکان چوبی و تماماً مقرنص زیبا ظریفی است.
ساعت32/15 از این مکان خارج شده و گلپایگان را به سمت اصفهان پشت سر گذاشتیم. در راه از روستاهایی چون صنا دشت، مهرآباد، تجلی، قودچان، ویست و خوانسار گذشتیم. البته یک توقف کوتاه یک ساعتی از ساعت16/16 در خوانسار داشتیم که به برف بازی و تفریح گذشت. ساعت 15/17 از سمت خوانسار به طرف دامنه و نجف آباد به سمت اصفهان حرکت کردیم و در ساعت 23/19 دروازه تهران همه به سلامت پیاده شدند.
همراهان این برنامه:
آقایان: خانم ها:
1- سنماریان 9- ازلی
2- ملک پور 10- ازلی
3- صفاریان 11- رسولی
4- روحانی 12- نوری
5- روحانی 13- نوری
6- مصدق پور 14- نوری
7- مصدق پور 15- حسینی
8- جلوانی 16- روحانی
گزارشگر: صدیقه نوری


















www.BaranClimbing.com