گزارش برنامه صعود به قله سبلان (مرداد ١٣٩٠
گزارش برنامه صعود به قله سبلان (مرداد ١٣٩٠
منطقه آذربايجان و اردبيل صدف وار گوهري در خود نهان كرده است كه هر ساله و بخصوص در فصل تابستان ميزبان سياحان و كوهنوردن زيادي از سراسر ايران است. سبلان و كوههاي اطراف آن اي بسيار پر آب، سر سبز و داراي آب و هواي خنك است كه از هر سويِ دامنه هاي آن چشمه منطقه هاي آبگرم فرواني جوشيده اند و آثار فعاليتهاي آتشفشاني مربوط به دوران هاي گذشته به وضوح در آن قابل مشاهده است. قله ي سبلان با ارتفاع تقريبي ۴٨١١ متر يكي از زيباترين و پر جاذبه ترين قلل ايران است كه به دليل وجود درياچه اي زيبا و ديدني بر فراز قله بلند و مغرور آن و جايگاه آن بعنوان سومين قله ي بلند ايران، نگاه ويژه اي را در ميان كوههاي ايران به خود معطوف نموده است. همچنين يخچال هاي بزرگ كه از هر سو قله را در محاصره ي خود قرار داده اند شكوه و جلال خاصي به اين كوه بخشيده است. درياچه سبلان در بيشتر ايام سال يخ بسته است و فقط در تابستان كوهنوردان مي تواننداز شكل طبيعي آن بازديد نمايند.
يخچال هاي سپيد، آسمان آبي رنگ، ابر هاي سفيد و مخروط عظيم سبلان كه به طرز عجيبي رو به سمت غربي دشت لميده است حالت خاصي را در انسان بوجود مي آورد به گونه اي كه حس مي كنيم ما را با طبيعت سبلان پيوندي است ناگسستني...
پنج شنبه 27/5/90
تا ساعت ١۶ بالاخره دوستان در ترمينال كاوه اصفهان يكي يكي از راه مي رسند. بعد از سلام و احوال پرسي و چك كردن وسايل و كوله ها و جاسازي آنها در اتوبوس، سوار شده و به سمت اردبيل به راه مي افتيم
جمعه 28/5/90
بعد از گذر از شهر هاي ساوه و قزوين در ساعت ٢.۵ بامداد به رشت مي رسيم. تقريبا همگي در خواب ناز به سر ميبرند. از شهر هاي بندر انزلي، اسالم، هشتپر و تالش هم عبور مي كنيم و در ساعت ۶:١۵ به شهر مرزي آستارا ميرسيم. يك ربع بعد در ابتداي گردنه حيران هستيم. جاده اي زيبا با مناظر ديدني! در سمت راست مرز بين ايران و كشور آذربايجان قرار دارد و پاسگاههاي مرزباني نيروهاي مسلح ايران و آذربايجان در دو سوي مرز ديده مي شوند
سرانجام حوالي ساعت ٧:٣٠ صبح بعد از ١۶ ساعت حركت به اردبيل ميرسيم. راهي گاراژ سبلان سير ميشويم و بعد از توقف كوتاهي با گرفتن ميني بوس راهي شابيل مي شويم. آبگرم هاي شابيل و قطور سويي جايي است كه كوهنوردان به آنجا رفته و از آنجا راهي پناهگاه شرقي سبلان مي شوند. ساعت ١١:٣٠ به شابيل ميرسيم. از اينجا جاده اي كوهستاني و خاكي تا پناهگاه وجود دارد كه فقط با لندرور و ماشين هاي شاسي بلند ميتوان خود را به آن بالا رساند.
قيمت كرايه لندرور به ازاي هر نفر ۵٠٠٠ تومان و ظرفيت آنها ۶ تا ٧ نفر است. در ساعت ١٢:١٠ با دو عدد ماشيني كه كرايه كرده ايم به پناهگاه بزرگ سبلان در ارتفاع ٣٧٠٠ متري ميرسيم. بعد از اسكان و استراحت كوتاهي با همراهي دوستان و همنوردان عزيز هندوانه ي آبداري را كه از اردبيل خريده ايم نوش جان كرده و بعد از معرفي دوستان و صحبتهاي كوتاهي راجع به صعود فردا، برنامه ي هم هوايي امروز بعد ازظهر از سوي سرپرست در ساعت ١۵ اعلام مي شود.
صعود مان را حوالي ساعت ٣ بعد از ظهر به اتفاق همگي اعضاي گروه جهت آمادگي بهتر و هم هوايي آغاز مي كنيم. هوا خنك و مسير پر از مه است و گاهي برخورد ابر ها با سر و صورتمان دل انگيز و رويايي است. صعود را تا ارتفاع ۴٠٠٠ متري ادامه داده و بعد از آن به پناهگاه برمي گرديم.
قرار است ساعت ١٠ شب براي خواب آماده شويم و فردا صبح ساعت ۴:٣٠ حركت اصلي مان را به سمت قله آغاز كنيم.
تماشاي خرس هاي بيرون پناهگاه، رصد ستارگان شب، صرف شام و شلوغ بازي و سر و صداي عزيزان ترك زبان! باعث ميشود عملا تا ١٢ شب كسي نتواند بخوابد.
شنبه 29/5/90
بالاخره خوابيده يا نخوابيده دوستان اتوماتيك وار حوالي ۴ از خواب بيدار ميشوند. و بعد از جمع و جور كردن كوله با ياد نام خدا صعودمان را راس ساعت ۴:٣٠ آغاز ميكنيم.
محمد جلواني، سرقدمي آقاي امين روحاني و تيمي متشكل از ١٣ نفر. ۵ نفر خانم و ٨ نفر آقا. به سرپرستي آقاي عقبداري آقاي منصور كميلي هوا نسبتا سرد است و گاها باد سوزناكي مي وزد. تا ارتفاع ۴١٠٠ شيب نسبتا تندي را سپري ميكنيم تا به مكان نسبتا مسطحي ميرسيم.
كم كم آفتاب زيبايي از فراز سبلان در حال طلوع است و با تابش آن هوا هم كمي گرمتر مي شود. صبحانه ي مختصر اما مقوي از كره و مربا و شيرعسل ميل نموده و به مسير ادامه مي دهيم. مسير صعود با پرچم هاي كوچك رنگي تا قله علامت گذاري شده است و كافيست آنها را نشانه كنيم و به مسيردهيم
گل ها و سبزه هاي زيبايي در مسير وجود دارند كه هر كدام از آنها انسان را به وجد مي آورند. البته ما هم با گرفتن عكسي آنها را بدرود ميگوييم.
ارتفاع لحظه به لحظه در حال بيشتر شدن است. در راه به چشمه ي آب خاصي بر نميخوريم مگر آب مختصري كه از زيريخچال هاي در حال ذوب در حال جاري شدن است و چندان هم قابل شرب نيست. البته ذخيره آب به مقدار كافي به متر به بالا روي كمركش يالي مي گذريم و بتدريج آخرين شيب سربالايي را طي مي كنيم همراه داريم. از ارتفاع ۴٢٠٠ تا به لبه ي دشت نسبتا بزرگي به نام سنگ محراب در ارتفاع ۴٧٠٠ متري ميرسيم. اينجا جايي است كه افسانه ها و داستانهاي زيادي را در خود جاي داده است. گويند زرتشت كه آذربايجان برخاسته است سالها در اينجا سكني داشته است و به عبادت و ريازت مشغول بوده است و همينطور در افسانه ها آمده است كه مدفن او نيز ممكن است اينجا باشد.
رو به غرب از لبه ديگر دشت كه خاك زرد رنگ و گوگردي دارد بالا ميرويم و به سمت چپ مي پيچيم كه ناگهان با تصويري نقاشي شده از قدرت لايزال خداوند روبرو مي شويم. قله و درياچه زيباي سبلان! همگي بعد از حدود ۵ ساعت به قله ميرسيم و با شادي و شادماني مشغول عكاسي و ديدن از مناظر ديدني اينجا مي شويم
گروههاي زيادي از جمله چكاد اصفهان و بروجن بعد از ما ميرسند. بعد از استراحت كوتاه و خوردن تنقلات و درست كردن چايي با آب سنگين درياچه و يك هيپيپ هوراي جانانه كه از طرف مسن ترين فرد گروه آقاي صفرپور كشيده ميشود در ساعت ١٢ با حسرت هاي فراواني قله را بدرود گفته و راهي مسير بازگشت مي شويم.
در مسير برگشت بدليل خستگي بچه ها توقف هاي نسبتا زيادي داريم. شربتي مينوشم و دوباره به راه مي افتيم. اخلاق خوب و همبستگي تك تك افراد گروه واقعاً مثال زدني است و خستگي هاي مسير برگشت را براي همه آسان و قابل تحمل نموده است
بالاخره حوالي ساعت ۴:٣٠ در ميان و مه و ابرهايِ هميشگيِ عصر هايِ سبلان به پناهگاه ميرسيم.
هندوانه دومِ(!) آبدار را به اتفاق دوستان نوش جان كرده و بعد از گرفتن حكم هاي صعود و بستن كوله ها بر روي لندرور به سمت پايين حركت مي كنيم. در ساعت ۶ عصر شابيل هستيم و راهي آبگرم شابيل ميشويم تا تني به آب بزنيم و خستگي از تن بزداييم. بعد از آبگرم كه واقعاً جان تازه اي به ما مي دهد در قسمت تفرجگاهي آنجا بساط ناهار را پهن كرده و پس از صرف آن در ساعت ٨ شب سوار بر ميني بوس شده و در سه راهي لاهرود منتظر عبور اتوبوسي هستيم كه از مشكين شهر عازم تهران است. با هماهنگي و پيگيري خوب سرپرست و آقاي روحاني اتوبوس به موقع از راه ميرسد و همگي سوار شده و راهي تهران ميشويم.
30/5/90 يكشنبه
حوالي ٠.۵ بامداد در نزديكي هشتپر توقف كوتاهي براي صرف شام داريم تا اينكه بالاخره در ساعت ٨صبح به ترمينال آزادي تهران ميرسيم. بليط اصفهان را براي ساعت ٩ ميگيريم. فرصت كوتاهي براي استراحت و صرف صبحانه داريم كه ازآن به نحو احسن استفاده ميكنيم. ساعت ٩ سوار بر اتوبوس تعاوني چهار شده و سرانجام در ساعت ٣ بعد از ظهر به اصفهان زيبا سلام ميكنيم.
افراد شركت كننده : ١٣ نفر– ابوالقاسم صفر پور، محمد جلواني(سرپرست)، شهرام پويان مهر، مرضيه آقائي، الهام آقائي،زهرا آقائي، اسماعيل نصيريان، وحيد جوهري، زينب پناهي، زهرا تالاري، محمد صادق زماني، امين روحاني(جلودار)،
منصور كميلي(عقبدار).
هزينه هر نفر: حدود ۶٠.٠٠٠ تومان
mansour.komeily@gmail.com عكس و گزارش : منصور كميلي
www.BaranClimbing.com