صعود زمستانه قله علم کوه در سال 1337



به نام خالق زیبایی ها

اولین صعود زمستانه قله علم کوه در سال 1337

تهیه و تنظیم: عامر ازوجی

همانطور که در مطالب مربوط به تاریخچه صعود به قلل منطقه تخت سلیمان و علم کوه ذکر شد در سال 1337 اولین صعود زمستانه قله علم کوه به سرپرستی حسین رضایی انجام شد. جالب آنکه بعد از گذشت ۵۲ سال هیچ تیمی در زمستان از این مسیر به قله صعود نکرده است. گزارش کامل این برنامه را می توانید در ادامه بخوانید.

پنج شنبه 16/11/37

روز 16 بهمن ماه 37 کاخ تربیت بدنی ایران شاهد مناظر هیجان انگیزی بود.

نه نفر کوهنوردان هیئت زمستانی علم کوه با لباسهای یکرنگ خود در انبوه مشایعین جون نگین انگشتر نمایان بودند. ساز و برگ و لوازم کوهنوردی و اسکی در میان حیاط کاخ خاطره یک مسافرت جسورانه و پر خطر را مجسم می کرد. ساعت 3.5 بعد از ظهر کاروان در میان ابراز احساسات شدید و شور انگیز دوستان خود بسوی یک پیکار قهرمانانه حرکت کردند. دسته نه نفره در ساعت یک بعد از نیمه شب همانروز در حالی که برف بشدت می بارید وارد مرزن آّباد شده و شب را در پادگان محل سر آوردند.

جمعه 17/11/37

پس از صرف صبحانه با سرکار سرگرد مظاهری فرمانده پادگان مرزن آباد دوست ورزشکار خویش در مورد برنامه و طرز اجرای آن گفتگو کرده و ایشان کمکهای لازمه را با آنها نمودند. ساعت 8.5 بامداد مرزن آباد را به سوی دهکده رودبارک ترک گفتند و ساعت 11 به آنجا رسیدند. هنگامی که اهالی ده اطلاع یافتند که 9 کوهنورد قصد صعود علم کوه را دارند با بهت و حیرت بدیدن آنها آمدند و شب جلسه ای مرکب از پیران دهکده تشکیل شده بود و همه آنها باتفاق با این اقدام مخالف بودند.

شنبه 18/11/37

روز شنبه به همراهی سه نفر از اهالی ده و 4 قاطر بطرف ونداربن حرکت کردند. در راه میان جنگل پر برف و خاموش آواز و ترانه کوهنوردان دل ساکت کوه و جنگل را تکان می داد.

این نوای مغرور به گوش علم کوه سترگ رسید و ابر و باد و مه و برف را به استقبال سربازان پولادین پا فرستاد. دیری نپائید که قاطر ها تا سینه در برف فرو می شدند و سرانجام کمی بالاتر از اکاپل بارها را

اولین صعود زمستانی علم کوه (زمستان 1337)

پایین گذاشته و راه ده را در پیش گرفتند. بدین ترتیب کوهنوردان مجبور بودند خود بارها را بکول بگیرند. مشکل بزرگ آنها بار سنگین، هوای سرد، ریزش مداوم برف بود. پس از چند ساعت کوشش خسته کننده بالاخره نهار را در بین راه در کلبه ای مخروبه که در بهار و تابستان روستایی ها در آن زندگی می کنند و اکنون باد پوشالهایش را فرو ریخته بود خوردند و بعد از لحظه ای استراحت حرکت کردند.

پس از گذشتن از چند پل برفی که آخرین آنها فرو ریخت و اگر کمی د یرتر از آن رد می شدند شاید همه شان از سرما در رودخانه خشک می شدند بالاخره ساعت 6.5 به ونداربن رسیدند و شب در دمای 5 درجه زیر صفر بسر بردند( البته بخاری بزرگ ونداربن تا صبح قرمز بود ).

یکشنبه 19/11/37

برای انکه بارها را به بالا ببرند مجبور بودند مقداری از آنها را برده در میان راه در جایی مناسب بگذارند و برگردند و بدین شکل یکشنبه بارها را بردند و به ونداربن مراجعت کردند.

اولین صعود زمستانی علم کوه، زمستان 1337 (ونداربن)

دوشنبه 20/11/37

آنروز بقیه بارها را برداشته بسوی خرمدشت حرکت کردند. گذر از دیوارهای پر برف و بهمن گیر کاری دشوار و جانکاه بود. حتی در بعضی از مواقع تکه بهمن هایی به بزرگی یک کوه از جا کنده می شدند و مانند دیوهای درنده می خواستند آنها را ببلعند و ساعت نزدیک 6 بعد از ظهر بود که اکیپ 9 نفری خسته ولی بشاش به خرمدشت رسیدند. پس از تلاش شدیدی دو چادر برافراشتند و شب را در سرمای 19 درجه زیر صفر به بامداد رساندند.

اولین صعود زمستانی علم کوه 1337 - خرم دشت

سه شنبه 21/11/37

هفت نفر از کوهنوردان برای آوردن بقیه بارها که بین راه گذاشته بودند به پایین برگشتند و 2 نفر برای پاک کردن برفهای چادر بجا ماندند. ( در هوای سرد که حرارت از 15 درجه بالا می رفت بخار دهان و خوراک تبدیل به برف می شد و حبابهای سفید و زیبای برف چهره ای وحشت انگیز می بافتند. ) ساعت 4 بعد از ظهر 7 نفری که به پایین رفته بودند برگشتند و یک شب در میان سرما و توفان و زوزه های رقت بار گرگها که از ر اهی دور برای یافتن طعمه ناله می کردند، بر آنها گذشت. آن شب حادثه ای دردناک رخ داد بدین ترتیب که یکی از پریموسها که بد می سوخت به تعمیرگاه !! داده شد تا تعمیرات لازم روی آن انجام گردد ولی کارشناس فنی آنرا شکست و در میان بهت و حیرت دیگر دوستان بکیسه خزید و آرام خفت. سرمای آنشب برایشان غیر قابل تحمل شده بود. نیمه های شب صدای هولناک ریزش بهمن دلهره آور شده بود.

چهارشنبه 22/11/37

ساعت 9 بامداد از چادرها خارج شدند و برای تهیه خوراک و چای بفعالیت پرداختند اما دیری نپایید که با واقعیت تلخ و وحشت انگیزی روبرو شدند. سرما و باز هم سرما سردی هوا به 25 درجه زیر صفر رسیده بود. آنها برای اینکه از خشک شدن خویش جلوگیری کنند شروع به رقص وحشیانه ای کردند و مانند مشت زنانی که برای نان خانواده خویش می جنگند بجان یکدیگر افتاده بودند. ساعت 9 شد. خورشید بی رمق و سرد از پس کوه بیرون آمد و مانند مردی دیوانه بگرد خویش می پیچید. هوا گرمتر شد( 11 درجه زیر صفر )

سرانجام ساعت 10.5 پس از خداحافظی با چادرها، خوراک و وسائل مورد نیاز را برداشته بسوی بالا راه افتادند. ناهار را در میان راه صرف نموده ساعت 5 در میان کولاک و توفان خسته و کوفته به زیر تنگ گلو رسیدند. عبور از تنگه غیر قابل اجرا ومشکل، دوم نبودن پناهگاه برای زدن چادر بود. سرما تا ریشه جانشان نفوذ کرده بود و دستها و پاها را از کار انداخته بود.

پس از کمی جستجو گوشه ای را در پناه یک گرده سنگی یافتند و در همانجا چادر برافراشتند( این چادر 5 نفری بود و در سراشیبی زده شده بود. ) از آنجا هم شب برف و باد بجان آنها افتاده بود و کوهستان با تمام نیرو کوشش می کرد تا آن مردان با ایمان را از پای در آورد. اما آنشب نیز بر انها سر شده بود بامداد هنگامی که سپیدی کم رنگی لبه کوهها را روشن می کرد از چادر بدر شده و راه دشوار و پر مخاطره تنگ گلو را پیش گرفتند.

اولین صعود زمستانی علم کوه 1337 - اول تنگ گلو

پنجشنبه 23/11/37

امروز را صرف گذر از تنگه نمودند و با هر زجر و ناراحتی بود به بالای تنگه رسیدند و در ساعت 2.5 بعد از ظهر صدای شلیک اسلحه آنها بزرگترین پیروزی را به گوش آسمانها رساند.

اولین صعود زمستانی علم کوه1337- حصارچال

 هوا روشن بود. آفتاب با کرختی خود در سینه کش آسمان می کشید و دریای خزر را ابرهای پشمینی انباشته بودند. پس از لحظه ای که در سکوت گذشت و صدای سرود نیرومند آنها در فضا فروخفت سه چادر برافراشتند. انشب نیز در میان سرمای شدید( حرارت سنج به آخرین درجه خود رسیده بود. جیوه اش در ته آن جمع شده و شیشه آن نیز ترکید ).

اولین صعود زمستانی علم کوه 1337 - حرکت به سوی قله

جمعه 24/11/37

ساعت 9.5 بامداد 9 تن مردان نیرومند با ارداه ای پولادین راه بالا را پیش گرفتند. آنها برای فتح قله سرکش علم کوه می رفتند و مارش پیروزیشان سرود غرور آمیز انها بود که بدل کوهها سیلی می زد. سرما به آخرین حدی که ممکن بود رسید.

باد و توفان وحشیانه، سوزش سرما، مه غلیظ، خستگی راه دشوار، بی خوابی، همه برای رنجوری این مردان دست بهم داده بود.

 اما علارقم تمام این نیروهای اهریمنی ساعت 10.12 به قله مرجه کش رسیدند( این قله را در چند سال پیش یک هیات از کوهنوردان کارخانه سیمان صعود کرده بودند و از آن تاریخ پای هیچ کوهنوردی به آنجا نرسیده بود).

اولین صعود زمستانی علم کوه1337 - بر فراز قله مرجیکش

 سرمای طاقت فرسا ابراهیمی را به پایین فرستاد و هیبتی نیز برای همراهی او پایین رفت. سرما شدید تر شده و مه غلیظ تر شده بود، گاهگاهی قله از میان ابرها سر می کشید و خنده تمسخر آمیزی می کرد. صعود ادامه داشت شاخک علم کوه نیز زیر پای کوهنوردان لرزید.

گامهای استوار آنها باز پیش می رفت تا اینکه در 30 متری قله ابوالقاسمی و حجتی بعلت سرماخوردگی و ضعف از بالا رفتن خودداری نمودند و بقیه به قله رسیدند. ساعت 2.35 صدای شلیک چند تیر به همه کوههای اطراف گفت که بزرگترین پیروزی نصیب مردان دلاور کوهنورد شد و پس از چند ثانیه که در قله بودند و عکسبرداری می کردند به پایین برگشتند و ساعت 5.5 بعد از ظهر همه در چادر لم داده بودند.

جمعه 1337.11.24 ساعت 2:35 بر فراز قله علم کوه

یکی از شوق پیروزی اشک می ریخت و دیگری از سرما به داخل کیسه خزیده بود و دندانهایش رابهم می سائید. آنشب سرد و توفانی نیز بر این انسانهای بی باک گذشت زیرا این پیروزی افتخار آمیز برای آنها مانند بزرگترین نیروی گرما بخش بود.

شنبه 25/11/37

آنها بامداد را با آواز و ترانه آغاز کردند و با وجود کولاک و سرمای ناگفتنی کوله ها و چادرها را جمع کردند و بسوی پایین سرازیر شدند. گذشتن از از تنگ گلو با شیب بسیار نیز کاری دشوار بود. بالاخره ساعت 4 به خرمدشت رسیدند و بارها را جمع کرده ساعت 7 بعد از ظهر به ونداربن رسیدند.

اولین صعود زمستانی علم کوه 1337

یکشنبه 26/11/37

دلاوران ما ونداربن را ترک گفتند و در شامگاهی روشن در حالی که ابرها پراکنده شده بودند و آسمان با نور ماه رنگ پریده سفید شده بود با خواندن آواز بنزدیکی دهکده رودبارک رسیدند. مردم خونگرم و مهربان این ده با شنیدن آواز کوهنوردان یکدیگر را خبر کردند و کوهنوردان با هواپیما های خود ( این نام را یکی از اهالی به اسکی داد ) از میان صف مردان و زنان و کودکان گذشتند. پیرزنی که هنوز فروغ زندگی انسانی چشمانش را روشن می کرد یکی یکی افراد را بوسید و همانند مادری مهربان آنها را نوازش کرد. این سادگی مردم پاک جنگل نشین مظهر مهر و انسانیت فراموش نشدنی بود.

دوشنبه 27/11/37

هیات پیروزمند ما امروز در میان سربازان و افسران مهربان پادگان مرزن آباد بودند. در شبی که آنها وارد گردان شدند صدای هورای سربازان تا فرسنگها موج گرفت و احساسات بی آلایش آنها بعضی افراد هیات را به گریه واداشت. دو روز و دو شب سربازان مرزن آباد جشن گرفته بودند و خورشید پر مهر نیز بر تابش خویش افزوده بود. سرما راه پسروی را گرفته بود.

روز 28 از مرزن آباد حرکت کردند و پس از گذشتن از شهرهای بین راه از راه شاهی بوسیله ترن بتهران آمدند. در ایستگاه راه آهن تهران ریاست فدراسیون و عده ای از دوستان پر مهر آنها همراه گل و نقل به پیشوازشان رفته و در میان صدای هلهله و شادی وارد شهر خویش شدند.

گروه 9 نفری شرکت کننده از سازمانهای کوهنوردی تهران مرکب از آقایان:

حسین رضایی سرپرست کاروان - مهدی لطفی - غلامرضا اکینچه - مصطفی منتظم - محمد باقر زیارتی- پرویز ابوالقاسمی - یعقوب هیبتی - هوشنگ حجتی - محمد ابراهیم زاده

اولین صعود زمستانی علم کوه 1337

منبع: انتشارات سازمانهای کوهنوردی و اسکی تهران و تنسینگ هیلاری با همکاری کیهان ورزشی

به نقل از: وبلاگ گروه کوهنوردی کلاردشت